فإمّا أن يثاب ثمّ يعاقب و هو باطل للإجماع ، على أنّ من دخل الجنّة لا يخرج منها ، فحينئذ يلزم بطلان العقاب .
أو يعاقب ثمّ يثاب و هو المطلوب . و لقوله صلّى اللّه عليه و الهفي حقّ هؤلاء : « يخرجون من النّار و هم كالحمم أو كالفحم ، فيراهم أهل الجنّة فيقولون هؤلاء جهنّميّون ، فيؤمر بهم ، فيغمسون في عين الحيوان ، فيخرجون و وجوههم كالبدر في ليلة تمامه » .
و أمّا الآيات الدالّة على عقاب العصاة و خلودهم في النّار ، فالمراد بالخلود هو المكث الطويل ، و استعماله بهذا المعنى كثير .
و المراد بالفجّار و العصاة الكاملون في فجورهم و عصيانهم و هم الكفّار ، بدليل
شرح
مىگردد .
پس يا ابتدا پاداش مىگيرد و سپس كيفر مىشود ، و اين به اجماع باطل است ، افزون بر آنكه هركس به بهشت درآيد از آن بيرون نشود . پس اگر ابتدا [ وارد بهشت شود و ] پاداش بگيرد كيفر باطل خواهد شد ، [ چون ديگر از بهشت خارج و در دوزخ وارد نخواهد شد . ]
و يا ابتدا كيفر مىشود و سپس پاداش مىگيرد ، و اين همان مطلوب ماست ، و به دليل سخن پيامبر دربارهء چنين كسانى : « ايشان در حالىكه همچون سوخته يا ذغالاند از آتش بيرون آورده مىشوند ، و بهشتيان آنان را مىنگرند و مىگويند : اينان دوزخياناند ، پس در حق ايشان فرمان مىرسد ، و در چشمهء زندگى فرومىبرندشان ، آنگاه از آن به درآورده مىشوند در حالىكه چهرههايشان همچون ماه شب چهارده مىدرخشد . »
امّا مقصود از « خلود » در آياتى كه بر كيفر معصيتكاران و خلودشان در آتش دلالت دارد ، همان درنگ طولانى است ، و فراوان در اين معنا به كار مىرود .
و مقصود از « فاجران » و « معصيتكاران » كسانى هستند كه در بدكردارى و گناه