تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
پوسيده‌اند . قتاده گويد : يعنى ريشهء درخت خرماى پوسيده افتاده . سدى گويد : خاويه يعنى فارغ و تو خالى . و بعضى گفته‌اند : خاويه يعنى ساقط مانند قولش در سوره قمر
أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
.
فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ
پس آيا مىبينى براى ايشان كه نفسى باقى باشد . و بعضى گفته‌اند : از بقاء و باقيه بمعنى مصدر مانند عافيه و طاغيه است . و مقصود اينكه آيا مىبينى براى ايشان از بقيّه آنها . يعنى هيچكس از آنها باقى نمانده .
وَ جاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ
و آمد فرعون و كسانى كه جلوتر از او كه معناى آن گذشت .
وَ الْمُؤْتَفِكاتُ
يعنى قتاده گويد : يعنى و آمد اهل دهاتى كه ( به واسطه زلزله وارونه شدند ) و آنها دهات قوم لوط بودند . اراده نموده از ايشان امّتها و جمعيّتهايى كه مرتكب شدند .
( بِالْخاطِئَةِ )
يعنى بخطاهايى كه شرك و كفر باشد ارتكاب نمودند پس خاطئه مصدر است مثل خطاء و خطيئه . و بعضى گفته‌اند : يعنى بكارهايى كه خطا بوده است مقصود خود خطاها و لغزشهاست .
فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ
پس عصيان ورزيدند پيغمبر پروردگارشان را در آنچه ايشان را امر نمود .