آفتاب كه ابرهاى سياه روزگار او را پوشاندهاند ، استفاده نمود ؟
پاسخ اين پرسش را در نكات ذيل مىجوئيم :
1 - انتظار فرج
سخن درباره اين انتظار بسيار طولانى و متنوّع است . ولى براى اينكه مفهوم آن را آشكار سازيم ، مثالى را مىآوريم . هنگاميكه شخصى انتظار مهمان عزيزى را مىكشد ، حال و وضعيت او دگرگون مىگردد و در چهرهاش نشانههاى شوق نمايان مىشود . مىبينيم كه هر لحظه انتظار ورود مهمانش را مىكشد و پس از آنكه هرچه براى مهمانى در منزلش داشته از فرش و مكان مناسب گرفته تا غذا و نوشيدنى لذيذ را آماده ساخت ، چشم به راه مىماند . پس همه اين امور در كنار امور معنوى كه در دل انسان مىگذرد ، بازتاب معناى انتظار مىباشد .
اگر همه اين آمادگيها فقط براى استقبال از يك دوست معمولى است ، پس حال و وضعيّت ما نسبت به امام معصومى كه نجات دهنده بشريت رنجديده از دردها ، رنجا و غمهايش مىباشد ، چگونه است ؟ ! آيا دلها و روحها قبل از بدنها انتظار او را نمىكشند ؟
همانا زمان ظهور امرى است غيبى كه ازما و از خود امام عليه السلام پنهان است و هيچكس جز خداوند متعال به آن آگاهى ندارد . ما نمىدانيم كه آيا اين زمان پس از يك ماه ، يك سال و يا شايد قرنها به وقوع مىپيوندد يا خير . همانطور كه در بسيارى از روايات تأكيد شده است ، تنها خداوند بزرگ به آن آگاه است . بنابراين مؤمن منتظر ، بايد بطور مداوم