Skip to main content

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — Page 395

Contributors:

P.395
اوست غير از اين دين كه گروى براى آن است طلب ديگر هم دارد نمىتواند از بهاى آن طلب ديگر خود را نيز بپردازد بلكه بايد با ساير غرما شريك شود هر گاه طلبكار در مال رهن تصرف كرد مانند آن كه فرش را زير پا انداخت و در ظرف طعام ريخت و جامه را پوشيد و به زيور خود را آراست بىاذن مديون از تعدى محسوب است و ضامن است اگر تلف شود بلكه بايد اجرة المثل آن را نيز بدهد و اگر بدهكار اذن داد گروى را بفروشد پيش از آن كه اجل دين بسر آيد طلبكار نمىتواند در پول آن تصرف كند مگر پس از آن كه مدت بسر آيد اگر طلبكار گروى در دست دارد و بدهكار از دنيا برود و بترسد به وارث او اظهار كند او منكر دين شود جائز است خود بىاذن وارث گروى را بفروشد و طلب خود را بردارد و اگر چيزى ماند بعنوان ديگر به وارث برساند و علامه رحمه الله فرمود اگر بينه داشته باشد و ممكن باشد به آن بينه طلب خود را ثابت كند نمىتواند بفروشد اما اگر اثبات دعوى با بينه دشوار باشد يا مدتى طول خواهد كشيد و از آن زيانى متوجه خواهد
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي ) — Page 395 | العلامة الحلي / شعرانى