شيخ محمد شيرازى ، على اصغر كاشى ، ميرزا محمد اصفهانى ، حسن مذهب و عبد اللّه شيرازى را از كار بر كنار كرد . از نقاشانى كه به هند گريختند ، عبد العزيز و مولانا على اصغر را گرفت و به دستور او بينى عبد العزيز و گوش على اصغر را بريدند . « 1 »
اگرچه در سال 962 ق . ( 1555 م . ) پايتخت به قزوين انتقال يافت ، ولى كتابخانهء شاهى در تبريز فعاليت مىكرد . طبق فرمان شاه تهماسب در شعبان 983 ق . ( نوامبر 1575 م . ) مقرر شد كه ملا حسن مذهب به عنوان كلانتر همهء خطاطان ، نقاشان ، مذهبان ، و مجلدان دار السلطنه منصوب گردد . « 2 » خطاطان ، نقاشان و مذهبان تبريز نقش مهمى در رشد مكتب مينياتور تبريز داشتند . مظفر على يكى از شاگردان كمال الدين بهزاد بود . او خط نستعليق را زيبا مىنوشت و مذهب نيز بود . قاضى احمد قمى اشتباها او را خواهرزادهء رستم على دانسته است . در اصل رستم على خواهرزادهء بهزاد و مظفر على خواهرزادهء ديگر بهزاد يعنى حيدر على بود . مظفر على فقط به كشيدن تصاويرى براى نسخههاى خطى اكتفا نمىكرد بلكه در دفترخانهء دربارى قزوين و ديوارهاى چهلستون نيز تصاويرى كشيد . مظفر على در دورهء سلطنت شاه تهماسب چنان مشهور شد كه شاه به او اجازه داد در زير تصويرهايش عبارت « نقاش شاهى » را بنويسد .
صادقى بيگ افشار مىنويسد شاه تهماسب مظفر على را برتر از بهزاد مىدانست .
مير مصور يكى از نقاشانى است كه ديرزمانى در كتابخانهء تبريز فعاليت داشت . دوست محمد او را « زبدة النوادر » ناميد و نوشت او در نقاشى صورت ، قلم هنرمندان چين را شكست . مير مصور بر شاهنامه و خمسهاى كه در كتابخانهء شاه تهماسب بود ، تصاويرى كشيد كه « زبان و قلم از وصف تصاوير او عاجزند » . دوست محمد با بيان اين نكته ، جايگاهى عالى براى مير مصور در نظر گرفته است . نام اصلى او منصور بود و حقيقتا نقاش ماهر زمان بود . زمانى كه همايون بن باير حاكم هند در 850 ق . ( 1544 م . ) در تبريز حضور داشت ، او را از شاه تهماسب خواست و قول داد كه در عوض هزار تومان از هند بفرستد . مير مصور به همراه پسرش مير سيد على به هندوستان رفت . پدر و پسر سبك هنرى تبريز را در هند اشاعه دادند . زندگى در آثار مير سيد على به صورت بارز نمود دارد .
جلال الدين آقا ميرك كه در اصفهان به دنيا آمد و در تبريز رشد كرد ، در نقاشى شهرت داشت . اين نقاش كه بسيار به شاه تهماسب نزديك بود ، تصاويرى بسيار زيبا براى شاهنامه و خمسه كشيد . قاضى احمد قمى او را « صنعتگر گرامى و نقاشى بىنظير » ناميده است . ميرزا على
هامش
( 1 ) . تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 174 .
( 2 ) . براى متن فرمان نك : عبد الحسين نوايى ، مجموعه اسناد و مكتوبات تاريخى ، تهران ، 1350 ، ص 24 - 26 .