مؤنّث آفريد . ( 39 )
آيا چنين كسى قادر نيست كه مردگان را زنده كند ؟ ! ( 40 )
تفسير :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ
؛ وجه ( صورت ) عبارت از تمام چهره است و « ناضره » از نضرة النّعيم ، خرّمى نعمتها گرفته شده است .
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
؛ در معناى اين جمله چند وجه است :
1 - اختصاصا به خدا نگاه مىكند و به ديگرى نمىنگرد و معناى مقدّم شدن مفعول ( الى ربها ) همين است مگر به آيات زير نمىنگريد -
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ
؛ « قرارگاه نهايى به سوى پروردگار توست » ( قيامت / 12 )
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ
؛ ( قيامت / 30 )
إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
؛ « بازگشت ( همگان ) به سوى خداست » .
( آل عمران / 28 ، فاطر / 18 ، نور / 42 ) .
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
؛ « بر او توكّل كردم و به سوى او بازگشتم » ( هود / 88 ) .
كه چگونه مقدّم شدن در اين آيات و نظاير آن دلالت بر معناى اختصاص دارد و روشن است كه آدميان در قيامت به چيزهاى فراوانى مىنگرند كه نمىتوان بر شمارش آنها احاطه يافت ، بنا بر اين اگر نگاه كردن آنان به خدا اختصاص داشته باشد و خدا مورد نظر و نگاه ( با چشم ظاهرى ) باشد محال است پس ناگزير بايد آن را بر معنايى حمل كنيم كه اختصاص در آن صحيح باشد يعنى از باب اين گفتهء عرب باشد انا اليك ناظر ما تصنع بى ، من به تو مىنگرم كه با من چه خواهى كرد و مقصودشان [ از نگريستن ] معناى اميد و انتظار است [ اميد و انتظار رفتار خوب از تو دارم ] و از همين مورد است گفتهء جميل [ شاعر ] :
و اذا نظرت اليك من ملك * و البحر دونك زدتنى نعما « 1 »
و گفته شاعرى ديگر :
انّي اليك لما وعدت لناظر * نظر الفقير إلى الغنىّ الموسر « 2 »
.
هامش
( 1 ) - به محض اين كه به تو بنگرم بيش از آنچه خواستار و اميدوارم ، به من مىدهى و نيازى نيست كه بصراحت بخواهم و [ بخشش تو آن اندازه است كه ] دريا در بخشش و خيرات كمتر از تو است . كشّاف ، ج 4 ، ص 662 - م .
( 2 ) - من به آنچه وعدهام دادهاى اميد دارم مانند اميدى كه تهيدست به ثروتمند دارد .