( 1 ) و بهر صورت مطابق حديث زهرى صلى اللّه عليه و آله دنبالهء داستان را در مورد توصيف حضرت ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السلام چنين نقل فرمود :
امّا ابراهيم شبيهترين مردم به خود من بود و مردى را تا كنون شبيهتر از خود به او نديدهام ، و اما موسى مردى بود گندمگون و لاغر اندام ، موهايش مجعد و بينيش كشيده و برآمده بود و رويهمرفته مانند يكتن از مردان قبيلهء شنوءة بود ، و اما عيسى بن مريم مردى سرخرو ميانه بالا و متوسط ، موهاى سر و صورتش خوابيده ، و خالهاى زيادى در صورت داشت ، گويا تازه از حمام بيرون آمده و با اينكه سرش خشك بود مانند اين بود كه آب از آن ميچكد ، و شبيهترين مردم به دو عروة بن مسعود ثقفى است [ ( 1 ) ] .
و طبق حديث ديگرى ام هانى گويد : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن شب را در خانهء من
هامش
[ ( ) ] و اين طرز بيان منافات دارد با اينكه سير رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در خواب بوده باشد .
و ثانيا دنبال آن فرمايد : « بعبده » ( بندهء خود را ) و لفظ « عبد » حقيقت در جسم و روح هر دو است . . . و همچنين لفظ « اسرى » ( سير داد ) و نيز در لفظ « لنريه » ( تا آيات خود را به او بنمايانيم ) كه اينها همگى ظاهر است و بلكه دلالت دارد بر اين كه اين جريانات تماما در بيدارى بوده و آن بزرگوار با جسم و روح سير فرموده است .
و همچنين در سورهء نجم فرمايد :
« . . . و يك بار ديگر هم او را مشاهده كرد ، در نزد سدرة المنتهى ، كه در آنجاست بهشتى كه مسكن متقيانست ، چون سدرة مىپوشاند آن چه را كه احدى از آن آگاه نيست و چشم محمد آن چه را بايد بنگرد مشاهده كرد . . . » و تمام اين آيات دليل است بر اين كه سير مزبور در بيدارى بوده . . .
و اگر آيات فوق نيز دلالت نداشت باز هم گفتار امثال حسن . و عايشه و معاويه در برابر روايات صادره از ائمهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين و ساير احاديثى كه اهل سنت نقل كردهاند هيچگونه اعتبارى براى ما نداشت .
[ ( 1 ) ] در اينجا ابن هشام حديثى از امير المؤمنين عليه السلام دربارهء اوصاف و شمائل رسول خدا صلى اللّه عليه و آله حديث كرده كه چون نقل آن خارج از بحث بود از ذكر آن در اينجا خوددارى شد و انشاء اللّه در جاى خود مذكور خواهد شد .