يا گفتن أو كه : هر آينه مىبينم مردى را كه نه رسوا خواهد كرد خدا بر زبان أو مردى را از مهاجرين .
يا گفتن أو كه : به تحقيق من بينم روى مردى را كه نيست خدا كه تفضيح كند به شهادت أو مردى را از أصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) .
يا مثل آن دلالت صريحه دارد بر آنكه تلقين كرده شاهد را كه شهادت بر زناى مغيره ندهد .
واظهار عمر ناگوارى را از وقوع شهادت بر زناى مغيره - چنانچه از روايت بيهقى ظاهر است وروايت أبو الفرج از ادلّ دلائل بر آن است - دليل فعلى است ، علاوة دليل قولي بر تلقين شاهد امتناع را از اداى شهادت .
وقاضى القضات هم اين كلمه را جارى مجراى منع سارق از اقرار گردانيده ، پس اگر اين كلمه دلالت بر منع شاهد از اداى شهادت ندارد ، چرا قاضى القضات آن را جارى مجراى منع سارق از اقرار گردانيده ؟
وابن روزبهان هم در دلالت اين كلمه بر تلويح شاهد به ترك شهادت كلام نتوانسته ، ناچار متفوه به مندوبيت آن گرديده .
وآنفاً مخاطب تصريح كرده است كه مغيرة بن شعبه اين كلمه را - أعني : ( أرى وجه رجل لا يفضح الله به رجلا من المسلمين ) - گفته بود ، ومخاطب اين كلمه أو را بر تملق واستخلاص جان حمل كرده ، پس اگر اين كلمه دلالت
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 498
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٤٩٨