تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1336

مساهمون:

ص١٣٣٦

سورة عبس

مكّيّة و هى اثنتان و اربعون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- آورده‌اند كه عبد اللّه بن ام مكتوم رضى اللّه عنه ، به مجلس پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم آمد و آن حضرت به دعوت صناديد قريش باسلام مشغول بود ابن ام مكتوم به جهت عمى كه داشت آن حال را ندانست كه نزد حضرت صلى اللّه عليه و سلّم كسى نشسته است و با وى سخن مىگويد قطع سخن كرده آن حضرت از قطع كلام ملول شده روى مبارك ترش كرد و ازو اعراض نمود جبرئيل عليه السلام آيت آورد كه
عَبَسَ وَ تَوَلَّى
ترش كرد روى خود را و روى بگردانيد
أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
به‌آنكه آمد بسوى او نابينا يعنى عبد اللّه ذكر اعمى اشعار است بعذر او در قطع كلام برسيد انام عليه الصلاة و السلام
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى
و چه چيز ترا دانا كرد شايد كه ابن ام مكتوم پاك شود از آثام
أَوْ يَذَّكَّرُ
يا پند گيرد
فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى
يا پند گيرد پس سود دارد او را پند دادن تو
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى
اما آن‌كس كه توانگرى دارد يعنى بىنيازى مىكند از ايمان
فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى
پس تو براى او رو مىآرى يعنى برو اقبال مىكنى از بهر حرص بر ايمان آوردن او
وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى
و نيست بر تو وزر و و بال بر آن كه آن مستغنى پاك نشود باسلام چه بر تو بلاغ است و بس
وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى
و اما آنكه مىآيد بسوى تو مىشتابد در طلب تعليم يعنى ابن ام مكتوم
وَ هُوَ يَخْشى
و او مىترسد از خداى يا از آزار كفار بسبب آمدن نزد تو
فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى
پس تو ازو رو گردانيده به ديگران مشغول مىشوى منقول است كه چون جبرئيل عليه السلام اين آيت مىخواند بشره مبارك آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم متغيّر مىشد در لباب آورده كه يك ساعت نرگس ديده آن سرو جويبار رسالت صلى اللّه عليه و سلّم بىآب و تاب شد به مثابه كه مىرفت و راه نمىديد و نزديك بود كه رنگ روى مباركش ديوارهاى مكّه را مشرق سازد امام زاهد رح فرمود كه سيّد عالم صلى اللّه عليه و سلّم از عقب عبد اللّه رفت و او را بازگردانيد و به مسجد بازآورد و رداى مبارك خود بگسترانيد و وى را بر ان نشاند و بعد از ان هرگاه كه وى را ديدى گرامى داشتى و گفتى مرحبا به من عاتبنى فيه ربى و دو بار او را در مدينه خليفه ساخت وقتى كه به غزوه مىرفت و بيايد دانست كه اين صورت از حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم خطا نبود چه به حكم اجتهاد اين عمل بجاى آورد و كراهت او از سوى ادب ابن ام مكتوم بود كه سخن بر وى قطع كرد و ليكن معذور بود بسبب عمى
كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ
حقا كه اين آيات قرآنى پند است مر خلق را .