درستى نيستند . در حقيقت ، علت رايج شدن آن عادات ، در بعضي از
موارد ، رأى بعضي از عالمان بزرگ ، ودر بيشتر موارد ، مصالح سياسي
حكومتها بوده است ، در حالي كه در زمانهاى قبل ، چنين رواج
وشيوعى نداشته ، بلكه فقط يك احتمال در كنار ساير احتمالات بود .
عجيب است كه اين موضوع حتى درباره ء چيزهايى كه هر روز مورد
ابتلاى همهء مسلمانان بوده است ، همچون وضو ، نماز و . . . نيز به چشم
مى خورد .
چقدر دردناك است ! مسلمانانى كه هر روز شاهد وضو ونماز
پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) بوده اند ، آن قدر در ميان آنان اختلاف باشد كه حتى در امر
محسوسى مثل كيفيت قرار دادن دستها هنگام نماز - كه همه آن را به
چشم مى ديده اند - اختلاف كنند ، يكى آن را حرام بداند ، ديگرى مكروه ،
سومى مباح ، وچهارمى مستحب ، يكى بگويد بايد دست را بالاى ناف
گذارد ، وديگرى زير ناف وهمينطور . . . با آن كه رسول أكرم ( صلى الله عليه وآله ) هر روز
پنج مرتبه در جلو ديدگان همهء مسلمانان نماز مى گزارد ومى فرمود :
صلوا كما رأيتموني اصلى ، ( 1 )
نماز بگزاريد ، همانطور كه مرا مى بينيد نماز مى گزارم .
به هر حال ، دليل اين اختلافات هر چه باشد ، صرف نظر از موجه يا
ناموجه بودن آن ، يك مسأله را روشن مى كند وآن اين كه واضح بودن
مسأله اى نزد گروهى خاص ، دليل بر آن نيست كه از نظر كتاب وسنت
مأثوره نيز به همان وضوح است .
در اين نوشتار ، با توجه به نكاتى كه ذكر شد ، مى خواهيم درباره ء جمع
هامش
1 . السنن الكبرى ، ج 2 ، ص 345 .