سعد تفتازانى ، شرح المقاصد ، ج 5 ، صص 285 - 286 .
جواب اين توجيه را ببينيد در : شيخ طوسى ، تلخيص الشافى ، ج 4 ، ص 105 .
در خصوص ادعاى تحريف قرآن از سوى شيعه در مصحف حضرت على ( ع ) سخن خواهد رفت .
21 - ادغام در اصطلاح تجويد ، تلفظ دو حرف به يك حرف است كه مانند حرف دوم مشدّد مىباشد ادغام به طور كلى ، به دو قسم 1 - كبير 2 - صغير تقسيم مىشود . در ادغام كبير ، حرف اول متحرك است كه به هنگام ادغام ، ساكن مىگردد ابن الجزرى ، النشر ، ج 1 ، ص 275 . و نيز : داوود العطار ، التجويد و آداب التلاوة ، صص 36 - 38 .
مانند : النّفوس زوّجت النّفوس زوّجت النّفو زوّجتّ ( ادغام كبير متقارب ) .
در خصوص ادغام بل سوّلت بنگريد به : اتّحاف البنا الدمياطى ، ج 1 ، صص 134 - 135 .
در خصوص ادغام اتّختّم بنگريد به اتّحاف البنا الدمياطى ، ج 1 ، ص 138 .
22 - ابن جزرى مىگويد : در قرائت « اصدق ، تصديق ، يصدفون ، فاصدع ، قصد ، يصدر و شبيه آن ، وقتى « صاد » ساكن باشد و بعد از آن « دال » بيايد ، اختلاف است . حمزهء كسايى و خلف آن را به اشمام « صاد » به سوى « زاء » خواندهاند .
ابن الجزرى ، النشر ، ج 2 ، صص 250 - 251 .
بعضى نيز با صاد خالص خواندهاند مثل حفص . در صورت اشمام ، صفت استعلاى صاد تا حدى به زاء سرايت مىكند .
23 - الكسب : الكنجارق كه همان كنجاله ، كنجاره ، كنجار و كنجال پارسى است به معناى نخاله و ثفل تخم كنجد و هر تخمى كه روغن آن را گرفته باشند يا عصارهء روغن و ثفل چيزهاى فشرده .
كسبره يا كسبره يا كزبرة يا كزبره نيز به معناى گشنيز است .
ابن منظور ، لسان العرب ، ج 1 ، ص 717 .
محمد معين ، فرهنگ فارسى ، ج 3 ، ذيل كسب (
kosb
) و كنجار (
konjar
) ، و نيز : محمد حسين بن خلف تبريزى ، برهان قاطع ، به كوشش محمد معين ، ج 3 ، صص 1642 و 1702 .
24 - الجورب ، معرّب كورب ( گورب ) در زبان پارسى است . جمع آن جواربة مىباشد كه « تاء » براى عجمه اضافه شده است . بعضى جمع آن را « جوارب » گفتهاند . جوراب ، گوراب و گورب : پاتىابهاى ( پاتابه پاتاوه پاتى اوه - پتك مچ پيچ ) كه از نخهاى پنبهاى يا پشمى و يا ابريشمى بافند و پا را بدان پوشانند .