و رمله نام منطقهاى است در مصر و نيز در شام . و به هر دو صورت اين روايت يك پيشگوئى از استعمار فرنگى است . امّا نسبت به مصر به فرماندهى ناپلئون بناپارت در آن حملهء مشهورش كه به مصر نمود صدق مىكند . و امّا نسبت به سوريّه اشغال فرنگيها با اخراج با عثمانيها از آنجا بعد از جنگ جهانى اوّل شروع مىشود .
هر كدام كه باشد پيشگوئى واقع شده و از نظر تاريخى صحيح است ، و از جمله معجزاتى بشمار مىآيد كه قبل از وقوع در مآخذ و كتب حديثى ثبت شده است .
( 1 )
هفتم : لجام گسيختن عرب و سلطه بر شهرهاى خود و خروج از سلطهء عجم
اين همان خصوصيّتى است كه در اين دوره با آن سر و كار داريم دوران انقلابها و نهضتها در كشورهاى عربى به انگيزهء آزادى از قيد و بند استعمار خارجى ، و نفوذ حكومت اجانب و دخالت بيگانگان در سرنوشت آنان .
گسيختن لجام تعبيرى مجازى يا از نهضت و انقلاب است ، و يا لجام گسيختگى از دين و كنار گذاشتن احكام دينى و گرداندن كارها بر محور شعارهاى ديگران كه هيچ ارتباطى با دين اسلام ندارد ، و به هر دو معنى اين واقعيّت را امروز مىبينيم . و تعبير به عرب چه بسا قرينهاى بر همين مطلب باشد . چون ممكن است دليل بر اين باشد كه اين نهضتها بر پايهء عربيّت و قوميّت عربى است نه بر اساس اسلام و دين .
( 2 ) و تملّك آنها ، بلاد و شهرستانها را بدان معنى است كه مردمى از همين سرزمينها به حكومت مىرسند و زمام امور را به دست مىگيرند ، و خروج از تحت سلطهء عجم ، به معناى بيرون آمدن از تحت سلطهء استعمار بيگانه است . چون لفظ عجم مخصوص فارسها نيست چنان كه عموم چنين گمان كردهاند ، بلكه شامل هر شخص غير عرب مىشود به هر زبان كه باشد .
اين پيشگوئى نيز يكى از معجزات است كه بيش از هزار سال قبل گفته و نوشته شده و در اين زمان واقع مىشود .
( 3 )
هشتم : طغيان آب فرات و ورود آن به مغازههاى كوفه
گفته مىشود : « ثبق النهر » وقتى كه آبش زياد شود و جريانش شتاب گيرد و