فرمود : اى كميل ! كدام نفست را ؟ كميل گفت : يا مولايم ! آيا به غير از يك نفس ، نفس ديگرى هست ؟ فرمود : كميل نفس آدمى چهار است : نامى نباتى ، حسّى حيوانى ، ناطق قدسى و كلّى الهى و هريك از اين چهار را پنج قوّه و دو خاصيت است ؛
- امّا نامى نباتى را پنج قوّه است ؛ ماسكه ، جاذبه ، هاضمه ، دافعه ، مربيّه و دو خاصيتش زيادت و نقصان است و از كبد سرچشمه همى گيرد .
- حسّى حيوانى را نيز پنج قوّه است ؛ شنوايى ، بينايى ، بويايى ، ذائقه و بساوايى و دو خاصيتش خرسندى است و خشم و از قلب سرچشمه همى گيرد .
- ناطق قدسى را هم پنج قوه است ؛ انديشه ، به خاطر آوردن ، دانش ، حلم و هوشيارى و اين نفس از چيزى سرچشمه نگيرد و بيش از ديگر به نفوس فرشتگان شبيه بود و خاصيّتهايش عفّت و حكمت است .
- امّا نفس كلّى الهى را اين پنج قوّه است : بقاى در فنا ، نعمت يافتن در سلامت ، عزّت يافتن در ذلّت و فقر در غنا و صبر در بلا و خواهش رضايت و تسليم است . مبدأ آن ، از خداوند است و به دو نيز بازمىگردد . خداوند فرمود :
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
« 1 » و نيز فرموده :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 2 » و خرد در وسط اين چهار است .
1542 - قدر چيست ؟
در نهج البلاغه آمده است : امير مؤمنان عليه السّلام را پرسيدند : قدر چيست ؟
فرمود : راهى تاريك است ، مسپاريدش ! دوبارهاش پرسيدند ، فرمود : دريايى عظيم است ، در مغاكش فرو نشويد ! بار سوّمش پرسيدند ، فرمود : رازى خدايى است ، خود را به رنج گشودنش ميفكنيد .
1543 - محض كرم
آن عرابى به شتر قانع و شير * در يكى باديه بُد مرحلهگير
ناگهان ، جمعى از ارباب قبول * شب در آن مرحله كردند نزول
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 29 . ( . . . و از روح خود در آن دميدم . . . ) .
( 2 ) . سورهء فجر ، آيههاى 27 و 28 . ( تو اى جان آراميافته ، به اطمينان رسيده ! به سوى پروردگارت بازگردد كه تو از او خشنود و او از تو خشنود است . )