« مقدمه پنجم - در بيان اينكه هر حركتي عبارت از تغيّر وخروج از قوت بفعل است »
شرح : بدان كه چون موجودات در پارهء از كمالات خود بالقوهاند ، خروج آنها از قوت به فعل بر دو وجه انجام مىگردد :
1 - خروج دفعي كه كون نامند .
2 - خروج تدريجي كه حركت نامند .
وبنابراين هر حركتي خروج از قوت بفعل است ، نه بر عكس « 1 » . زيرا « كون » نيز خروج از قوت بفعل است درحالىكه حركت نيست ، لكن اگر خروج از قوت بفعل را مقيد بتدريج كرديم ويا در تعريف آن گفتيم كه خروج از قوت بفعل بطور كم كم واز اين قبيل قيودات در اين صورت ، صلاحيت دارد كه تعريف حدى يا رسمي حركت باشد « 2 » وبهر حال فلاسفه در مقام بيان حركت تعاريفى كردهاند أزين قرار :
1 - يكى از تعريفات ذكرشدهء در بيان حركت تعريف فوق است كه بيان شد .
2 - معلم أول ( أرسطو ) در تعريف حركت گفته است : « كمال أول بالقوة است از آن جهت كه بالقوة است » « 3 » .
هامش
( 1 ) - يعنى هر خروج از قوه بفعلى حركت نيست ، بلكه حركت عبارت از خروج از قوت بفعل است .
( 2 ) - تعريف به حد شامل ذاتيات است وتعريف برسم شامل عرضيات ويا ذاتيات وعرضيات است .
( 3 ) - منظور از كمال أول امرى است كه بالقوة مىتواند وجودات مختلف بگيرد .