فتوحاتى كه در عهد خلفاى سهگانه ( ابو بكر ، عمر و عثمان ) نصيب آنان شد ، در توسعه و رفاه مادى و ارضاى احساسات قومى و گروهى خود ، استفادههاى بسيارى كردند . سياستى در كار بود كه اهتمام زيادى در تحكيم اين اعتقاد داشت كه واليان و امرا باعث اين فتوحات شدهاند . علاوه بر سياست تبعيض نژادى ، اين مسأله ياد شده نيز به وابستگى و علاقهء مردم به حكام و امرا كمك كرد و موجب گرديد تا مردم تداوم حكومت و سلطنت آنان را خواستار باشند و تمايلى براى تغيير نظام حاكم - هر چند به مصلحت اصول و ارزشهاى اسلامى باشد - از خود نشان ندهند .
به علاوه ، خليفهء اول و دوم اظهار زهد و روىگردانى از دنيا مىكردند . اين خود موجب شد تا عدهاى شهرهء آفاق گردند و عدهاى ديگر به فراموشخانهء تاريخ سپرده شوند و ديگر يادى و ذكرى از آنها بر زبانها جارى نگردد . امير المؤمنين در اشاره به اين مطلب فرمود :
« ان اوّل ما انتقصنا بعده ، ابطال حقنا فى الخمس ، فلما رق امرنا طمعت رعيان البهم من قريش فينا ؛ « 1 »
همانا نخستين چيزى كه پس از آن حضرت [ يا پس از غصب خلافت ] از حقّمان كاسته و ضايع شد ، ابطال حق ما در خمس بود . پس چون كار ما سست شد ، چوپانانى از قريش در ما طمع ورزيدند . »
در جاى ديگر فرمود :
« ان العرب كرهت امر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و حسدته على ما اتاه اللّه من فضله ، و استطالت أيّامه . . . . حتّى قذفت زوجته ، و نفرت به ناقته ، مع عظيم احسانه اليها ، و جسيم مننه عندها و أجمعت مذ كان حيّا على صرف الأمر عن أهل بيته
هامش
( 1 ) . امالى مفيد ، ص 224 .