تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
دشمنانشان را سرنگون بسازد مردم خيال كردند او بنفع خود خروج كرده و افراد را بامامت خويش ميخواند با آنكه مشار اليه هيچ گاه چنين نظرى نداشت زيرا ميدانست برادر تاجدارش پيش از او مستحق اين مقام بوده و هنگام رحلت هم فرزند والاگهرش ابو عبد اللَّه صادق ع را به اين منصب نامزد فرموده بنا - بر اين چگونه چنين ادعائى خواهد كرد . ( 1 ) و علت اينكه ابو الحسين زيد بن على ع خروج كرد علاوه بر آنچه ياد كرديم كه خروج وى براى خونخواهى از حضرت سيد الشهداء ع بوده آنست كه حضرت مشار اليه روزى بر هشام وارد شد و آن روز مردم شام در بارگاه پسر عبد الملك گرد آمده بودند وى دستور داد مجلسيان طورى جا را تنگ كنند كه دست زيد بهشام نرسد و نتواند خود را نزديك وى برساند . زيد كه اين عمل بر خلاف انتظار را مشاهده كرد فرمود مقام هيچ بندهء بالاتر از آن نيست كه ديگران او را به تقوى و بيم از خدا وصيت ننمايند و مقام هيچ بندهء فروتر از آن نيست كه ديگران را به تقوى وادار كند اينك من ترا بتقواى از خدا توصيه مىكنم . هشام كه خيال نمىكرد با چنين سخنى روبرو شود خواست ويرا بيشتر شرمنده بسازد گفت اى زيد تو خود را شايسته براى خلافت ميدانى و آرزومندى روزى بر سرير خلافت آرام گيرى چنين نيست و تو لايق اين مقام نميباشى زيرا تو كنيززادهء . زيد فرمود اى هشام موقعيت هيچ فردى از افراد در پيشگاه خدا مساوى با منزلت و مقام آن پيغمبرى نميباشد كه كنيز زاده بود و هر گاه كنيززادگى ايجاب مىكرد كه فرزندان كنيز موقعيت و مقامى نداشته باشند اسماعيل فرزند ابراهيم خليل كه كنيززاده است نبايد بمنصب نبوت بر - قرار شود اكنون اى هشام از تو ميپرسم مقام نبوت در پيشگاه خدا عاليتر است يا خلافت و جهاندارى علاوه بر اينها كنيززادگى براى كسى كه پدرش رسول خدا و خود پسر على بن ابى طالب است ننگى نيست و از