وهم تيزى آن محكم وهيچگاه عيب نمىكند . « 1 »
320 - همهروزه لشكر را به هنگامى كه آتش جنگ شعلهور مىشود با آن دفع مىكنم .
كافى است مرا خدا وشمشير دو سر * وين نيزه كه مىكند از أو سنگ حذر
اين نيزهء من كه نخل باغ ظفر است * آرد همهروزه ميوهء فتح ببر
321 - أطراف من جمعيتى هستند كه همه شايسته وپاكسرشتاند ودر انتظار غنائم جنگى وغارت دشمن مىباشند .
322 - از تنگناهاى جنگ با دريافت مال ، كنار نمىكشند وفرار كنند .
323 - تهديد را كنار بگذار وتن به آتش جنگ بزن وقتي شعلهى جنگ خاموش گرديد ، در آن سوختهاى .
جمعى كه ز روى صدق بر گرد منند * در باب غناي نفس شاگرد منند
تهديد كسى اثر در ايشان نكند * اين طائفه بر طريقه فرد منند
تعريض امام عليه السّلام به معاوية 324 - من علي عليه السّلام هستم واز نظر دودمان بعد از پيامبر هاشمي محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه وآله در ميان عرب از بهترين نسب برخوردارم .
325 - به آن كسى كه گول مهربانى مرا خورده است ( ومىخواهد مرا فريب بدهد ) بگو : آن كسى كه كاغذ پاره را از طلا تشخيص مىدهد كجاست ؟ ( نرمى من از ترس نيست )
326 - بادهاى مرگ همراه خاك وشن بر تو وزيدن گرفته است ، مرا بعد از
هامش
( 1 ) - از فنر ساخته شده .