و اگر آنچه كه دربارهى شيعهى على عليه السّلام وارد شده با اين آيه جمع شود معلوم مىگردد كه مقصود از « عبادى » جز شيعهى على كسى نيست ، مانند حديث : دوستى على عليه السّلام حسنه و ثوابى كه با آن هيچ گناهى ضرر نمىرساند ، مانند : قدر دين خود را بدانيد ، قدر دين خود را بدانيد ، آن را محكم بگيريد كه در دين شما گناه بخشيده شده ، در غير دين شما ثواب و حسنه قبول نمىشود .
و مانند اين سخن ، حالا كه فهميدى هر عمل خيرى كه دلت مىخواهد انجام بده ، چه خير كم ، يا شر زياد ، مانند : ولى و دوستدار على جز حلال نمىخورد و مانند : خداى تعالى پنج چيز را بر خلقش واجب نموده ، در چهار چيز ترخيص نموده و اجازهى ترك داده و در يك چيز ترخيص نكرده است ( كه آن ولايت است ) .
و غير اين احاديث كه دلالت دارند بر اينكه اگر شخص با ولايت به حال احتضار برسد خداوند همهى گناهانش را مىبخشد .
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
كه او آمرزندهى مهربان است .
وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ
مقصود درب مضاف است كه همان على بن ابى طالب عليه السّلام و ولىّ امر شماست .
و انابه و بازگشت به سوى او پس از بيعت جز با حضور نزد او محقق نمىشود ، حضور نزد او به سبب شناختن او به نورانيّت است كه همان حضور نزد خدا و معرفت به خداست .
وَ أَسْلِمُوا لَهُ
مطيع و تسليم او شويد ، بدين گونه كه از جميع نيّتها و قصدهايتان خارج شويد ، اين معنا جز با حضور نزد او