وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ ( 40 )
ترجمه :
( 38 / 40 - 30 )
و به داود سليمان را بخشيديم ، نيكوبندهاى كه توّاب بود .
چنين بود كه شامگاهان اسبهايى نيكو بر او عرضه داشتند .
( سليمان سرگرم تماشاى آنان شد ) آنگاه گفت : ( دريغا ) من چنان شيفته مهر اسبان شدم كه از ياد پروردگارم غافل شدم ، تا آنكه ( خورشيد ) در حجاب ( مغرب ) پنهان شد .
( سپس گفت : ) آنها را به نزد من بازگردانيد ، آنگاه به دست كشيدن بر ساقها و گردنهاى آنها پرداخت .
و به راستى سليمان را آزموديم و بر تخت او جسدى را افكنديم ، سپس توبه كرد .
گفت پروردگارا مرا بيامرز و به من فرمانروايىاى ببخش كه سزاوار هيچ كس غير از من نباشد كه تو بخشندهاى .
آنگاه باد را رام او ساختيم كه به فرمان او هرجا كه مىخواست به آهستگى روان بود .
و از ديوان نيز هر بنّا يا غوّاصى را ( مسخّر او ساختيم ) .
و ديگرانى كه به هم بسته با پايبندها بودند .
اين بخشش ماست ، بىحساب ( آن را ) ببخش يا براى خود نگهدار .
و او را نزد ما تقرّب و نيك سر انجامى بود .
تفسير
وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ
و به داود سليمان را كه داديم ، كه چه نيك بندهاى بود .
إِنَّهُ أَوَّابٌ
سليمان هم مثل داود بدرگاه خدا تضرّع و زارى مىكرد .
إِذْ عُرِضَ
لفظ « اذ عرض » ظرف « اوّاب » است ، يا ظرف « مدح » است كه از قول خدا : « نعم العبد » لازم مىآيد ، ولى در اين دو صورت لازم مىآيد چيزى را تقييد كنيم كه مقصود از آن اطلاق است ، يا ظرف « اذكر » مقدّر است ، چه مقصود از قول خدا : « وهبنا » يادآورى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به حال سليمان عليه السّلام و آگاه كردن او است به اينكه خداوند