« وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُونَ »
: و جز فاسقان ، به آن آيات روشن كفر نمىورزند .
در اين آيه
« وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ »
، اشاره به صغراى قياس از شكل اوّل است « 1 » .
« وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُونَ »
اشاره به كبراى قياس ديگرى از شكل اوّل است . ترتيب قياس چنين است .
تو رسول خدا با نشانههايى هستى ( صغرى ) .
هر رسولى كه با او نشانههايى است ، دشمن او به وى و به آياتش از جهت پيامبرى او كافر است ( كبرى ) .
پس دشمن تو ، كافر به تو و به نشانههاى تو است .
( حال نتيجه را صغراى قياس شكل اوّل ديگرى قرار مىدهيم ) دشمن تو ، كافر به تو و نشانههاى تو است ( صغرى ) .
هر كافر به تو و نشانههاى تو ، فاسق است ( كبرى ) .
پس دشمن تو فاسق است ( نتيجه ) .
فسق ، خروج از پيروى خرد است ، كه پيامبر درونى است ، و بيرون شدن از پيروى پيامبر است كه خرد بيرونى است .
در تفسير امام ( ع ) آمده است كه ، على بن حسين ( ع ) در تفسير اين آيه فرمودند :
داستان اين آيه چنين است كه عبد اللّه بن سلام به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورد . اين ايمان پس از آن بود كه مسألهاى از رسول خدا پرسيد و پاسخ آن را گرفت و آنگاه گفت :
اى محمّد ! يكى ديگر مانده است و آن مسئلهء بزرگ و هدفهاى دور
هامش
( 1 ) شكل اوّل حد وسط ، در صغرى محمول ، در كبرى موضوع است . مانند كافر كه حد وسط است و در صغرى محمول و در كبرى موضوع است .