تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
داشت : 1 - پاهايش بىاندازه پهن و درشت بود . 2 - نادان و فاسد العقيده بود و بقول شيخ مفيد نزد پدر خود آبروئى نداشت و با طايفه حشويه رفت و آمد مىكرد و بمذهب مرجئه مىگرائيد . 7 - ابو بصير گويد : به حضرت ابو الحسن عليه السلام عرضكردم : قربانت گردم ، امام بچه دليل شناخته شود ؟ فرمود : به چند خصلت : اولش اينكه : چيزى از پدرش كه به او اشاره داشته باشد در باره أش پيشى گرفته باشد ( مانند تصريح بر امامت و وصيت در باره او و سپردن علم و سلاح و ساير نشانه هاى امامت به او ) تا براى مردم حجت باشد و از هر چه بپرسند فورا جوابگويد و اگر در محضرش سكوت كنند . او شروع كند و از فردا خبر دهد و بهر لغتى با مردم سخن گويد ، سپس به من فرمود : اى ابا محمد ! پيش از آنكه از اين مجلس برخيزى نشانه ديگرى به تو مىنمايانم . طولى نكشيد كه مردى از اهل خراسان وارد شد و بلغت عربى با حضرت سخن گفت و امام عليه السلام به فارسى جوابش داد ، مرد خراسانى گفت . قربانت گردم ، به خدا من از سخن گفتن بلغت خراسانى با شما مانعى نداشتم جز اينكه گمان مىكردم شما آن لغت را خوب نمىدانيد ، فرمود : سبحان الله ! اگر من نتوانم خوب جوابت گويم چه فضيلتى بر تو دارم ؟ ! ! سپس به من فرمود : اى ابا محمد : همانا سخن هيچ يك از مردم بر امام پوشيده نيست و نه سخن پرندگان و نه سخن چار پايان و نه سخن هيچ جاندارى ، پس هر كه اين صفاترا نداشته باشد ، امام نيست .

ثبوت امامت در اعقاب و عدم رجوعش ببرادر و عمو و خويشان ديگر

1 - امام صادق عليه السلام فرمود : بعد از امام حسن و امام حسين ، امامت هرگز به دو برادر نميرسد ،