شرح - آنچه جابر ميگفت همان مصراع أجد منصور بن جمهور اميرا غير مأمور است و اين خبر غيبى را از امام باقر عليه السلام استفاده كرده بود ، زيرا منصور بن جمهور از جانب يزيد بن وليد ، بعد از عزل يوسف بن عمر در سنه 126 والى كوفه شد و آن 12 سال بعد از وفات امام باقر عليه السلام بوده .
هر گاه امر امامت ائمه عليهم السلام آشكار شود به حكم داود و خاندانش حكم كنند و گواه نخواهند
1 - ابو عبيده حذاء گويد : ما در زمان امام باقر عليه السلام ( براى تعيين جانشين او ) مانند گلهء بىچوپان سرگردان بوديم ، تا سالم بن ابى حفصه را ( كه بعدا زيدى مذهب شد و امام صادق عليه السلام او را لعن و تكفير كرد ) ملاقات كرديم ، به من گفت : اى ابا عبيده ! امام تو كيست ؟ گفتم : ائمه من ، آل محمد هستند گفت : هلاك شدى و مردم را هم هلاك كردى ، مگر من و تو از امام باقر عليه السلام نشنيديم كه ميفرمود « هر كه بميرد و بر او امامى نباشد ، بمرگ جاهليت مرده است » ؟ گفتم : چرا بجان خودم چنين است ، سپس حدود سه روز گذشت كه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و خدا معرفت او را به من روزى كرد ( او را بجانشينى پدرش شناختم ) به حضرت عرضكردم : سالم به من چنين و چنان گفت . فرمود : اى ابا عبيده همانا كسى از ما ( ائمه ) نميرد جز اينكه كسى را جانشين خود كند ، كه كردار و رفتارش مانند خود او باشد و به آنچه او دعوت ميكرد ، دعوت كند .
اى ابا عبيده آنچه خدا بداود عطا فرمود ، مانع آنچه بسليمان عطا كرد ، نگشت ( پس مقام و فضيلتى را كه خدا بپدرم عطا فرمود به من هم عطا ميفرمايد ) سپس فرمود : اى ابا عبيده ! زمانى كه قائم آل محمد