تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١

فصل بيست و هفتم در آذربايجان چه كردم و چه ديدم

وقتى بجلگه خوى رسيدم اولين نسيم پائيزى وزيدن گرفت و چون زمستان آذربايجان زود ميرسد شتاب را بيشتر كردم تا اينكه خود را به تبريز برسانم شهر ( خوى ) در شمال شرقى سلماس كنار رودخانه‌ايست كه بعد از اينكه از جلگه خوى عبور كرد به طرف شمال ميرود و برودخانه معروف ارس مىپيوندد و قبل از اينكه من وارد ( خوى ) شوم شنيده بودم كه آنجا را تركستان ( ايران ) ميخوانند علتش اين بود كه مدام اظهار ميكردند كه سكنه ( خوى ) مثل سكنه تركستان زيبا هستند و در سراسر ( خوى ) مرد و زنى كه زيبا نباشد وجود ندارد . وقتى به شهر ( خوى ) كه بدون مقاومت تسليم من شد رسيدم مشاهد كردم كه مردم نسبت به ( خوى ) ظلم مىكنند كه آنجا را ( تركستان ايران ) ميخوانند چون زيبائى سكنه خوى كجا و زيبائى خوبرويان تركستانى كجا . براستى من در ( خوى ) يك مرد و زن را نديدم كه زيبا نباشد و پندارى خداوند ، گل و آب مردم آنجا را با زيبائى سرشته است . من از وجوه محلى پرسيدم از كدام نژاد هستيد كه اينقدر زيبائى داريد و آنها گفتند كه ما از نژاد مردم ختا هستيم و در ازمنهء قديم پدران و مادران ما از ختا كوچ كردند و در اين منطقه سكونت نمودند و يكى از علل زيبائى ما اين است كه در خوى مردم با اقرباى نزديك خود مواصلت نمىكنند چون بتجربه دريافته‌اند كه وصلت با اقرباى نزديك سبب مىشود كه فرزندان زشت و اعور بوجود بيايند . رنگ صورت مرد و زن در خوى سفيد است اما سفيد نمكين و هنگام توقف در خوى متوجه شدم كه مردم آنجا از حيث خلق‌وخو هم مورد تحسين مىباشند و هنگام سخن گفتن تبسم بر لب دارند . من در ايالات ايران از گيلان گذشته هيچ ناحيه‌اى را نديدم كه به اندازه ( خوى ) زيبارو داشته باشد . تفاوت بين گيلان و خوى در اين است كه در گيلان زن‌ها زيبا هستند و مردان از زيبائى بهره زياد ندارند و در خوى مرد و زن ، بدون استثنا خوشگل هستند . هنگامى كه من وارد خوى شدم فصل انگور و امرود بود و من شنيدم كه امرودهاى خوى را باسم ( امرود پيغمبرى ) ميخوانند و من در هيچ منطقه از جهان گلابى ، چون امرود خوى نديدم و امرود آن شهر در بزرگى و شيرينى و آبدارى در جهان نظير ندارد و يك گرسنه بعد از اكل يك امرود پيغمبرى در خوى ، سير مىشود و ديگر نميتواند تا وعده ديگرى غذا صرف نمايد . در خوى ، يك نوع انگور ديدم كه باعث تعجب من شد چون انگور به آن درشتى و
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 411 | مارسل بريون / ذبيح الله منصورى