تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
خواهم گذاشت كه هرقدر مىتوانند غارت كنند . و اما پاداش تو بعد از فتح من پاداشى بزرگ خواهد بود و من آنقدر زر و گوهر به تو خواهم داد كه پس از تو ، ده نسل از فرزندانت از آن ثروت بخورند و باتمام نرسد . در نامه خود به سلطان ( غور ) گفتم تو هرقدر بيشتر سرباز بسيج بكنى بهتر است و انتظارم اين مىباشد كه لااقل بيست هزار سرباز از كشور ( غور ) بسيج شود و من از روز ورودم بكشور ( غور ) تا روزى كه سربازان تو به وطن خويش مراجعت كنند هزينه آنها را خواهم پرداخت . ( ابدال - كلزائى ) به من جواب داد ميدانم كه ميدان جنگ تو كجاست و تو خود هنگامى كه در ( غور ) بودى آن را به من گفتى و من حاضرم كه بيست هزار سرباز براى تو بسيج كنم . ولى اكثر سربازان من مردانى هستند كه زن و فرزند دارند و قبل از عزيمت بميدان جنگ بايد وسيله معيشت آن‌ها را فراهم كنند و تو اگر بخواهى آنها را بجنگ ببرى بايد قسمتى از جيرهء آن‌ها را پيش بدهى . من جواب دادم كه نيمى از جيرهء ساليانه آنها را پيش خواهم داد تا براى زن و فرزندان خود بگذارند و با خاطر آسوده عازم ميدان جنگ شوند . من ميخواستم زمانى حركت كنم كه ورود من بهندوستان ، مصادف فصل ( برسات ) كه فصل باران هندوستان است نشود و با در نظر گرفتن مقتضيات فصلى بسوى ( كابلستان ) به راه افتادم .