قرار بگيرد .
از آن روز تا اين موقع كه مشغول نوشتن اين ماجرا هستم ، نميتوانم با دست راست نويسندگى كنم ليكن با دست راست شمشير ميزنم و دست من قبضه شمشير را نگاه ميدارد ولى نميتواند قلم را نگاهدارد اما من با دست چپ به خوبى مينويسم و ناتوانى دست راست ، استعداد كتابت مرا از بين نبرده است .
بعد از اينكه دستم بهبود يافت بفكر افتادم كه بروم و ديوار آهنين را ببينم و مشاهده كنم كه سد يأجوج و مأجوج چگونه است . ديوار آهنين بطوريكه از اسيران قبچاق شنيده بودم از طرف يكى از سلاطين ايران ساخته شد و از درياى ( آبسگون ) بدرياى سياه وصل مىشود . روزى كه آن ديوار را ساختند ، كسى نميتوانست از دشتهاى شمالى كوه قاف بدشتهاى جنوبى برود مگر از دروازههائيكه در آن ديوار تعبيه كردند و آن دروازهها در گردنههاى كوه قاف قرار داشت دروازههاى مزبور كه از آهن بود بر اثر مرور دهور از بين رفت . ( توضيح - دروازههاى سد يأجوج و مأجوج از آهن نبوده بلكه با مفرغ ساخته بودند و به همين جهت بر اثر زنك زدگى زود از بين رفت - مارسل بريون ) زيرا آهن به اندازه سنك در قبال برف و باران و باد و آفتاب دوام ندارد و زود از بين ميرود . ولى خود ديوار باقى است و من آن را ديدم .
سد يأجوج و مأجوج كه من مشاهده كردم ديوارى است بارتفاع ده ذرع و به پهناى سه ذرع كه آن را از تخته سنگهاى بزرك ساخته و سنگها را بوسيله ملاط سرب بهم متصل كرده بودند . امروز در بعضى از نقاط ديوار مزبور ، ويران شده ولى در جاهائى كه ديوار هست ، هيچ كس نمىتواند از آن بگذرد مگر اينكه ديوار را بوسيله انفجار باروت ويران نمايد . ديوار طورى ساخته شده كه در آغاز كه دروازههاى آهنين مسدود ميشد ، حتى از قله كوهها هم ( البته كوههائى كه قابل عبور باشد ) نميتوانستند بگذرند و ديوار از قله كوههاى قابل عبور نيز ميگذشت معمارانى كه ديوار مزبور را ساختند ، ميدانستند كه سد ياجوج و ماجوج از يك منطقه وسيع كوهستانى مىگذرد كه در قسمتى از سال ، در فصل بهار آنجا سيل جارى مىگردد و اگر ديوار در معرض سيل قرار بگيرد ويران خواهد گرديد . لذا آن سد را طورى ساختند كه در هيچ نقطه در معرض سيل قرار نگيرد و در هر منطقه كه ديوار در مسيل قرار ميگرفت آن را بالا مىبردند و انحناهاى بزرگ در ديوار بوجود مىآوردند كه آن را از معرض سيل دور نمايند .
من وقتى ديوار مزبور را از نظر گذرانيدم و نظر به ارتفاع و انحناهاى وسيع آن انداختم متوجه شدم كه ساختمان ديوار مزبور كارى نبوده كه بتوان در عرض يك يا دوسال باتمام رسانيد پيرمردان محلى مىگفتند كه ساختمان ديوار مزبور بقدرى طول كشيد كه پادشاه ايران نتوانست آن را تمام كند و بعد از او پسرش به كار ساختمان ادامه داد تا اينكه بعد از پنجاه سال كه بطور دائم پانصدهزار بنا و عمله و سنگتراش مشغول كار بودند ، ديوار خاتمه يافت و راه تهاجم قبايلى كه در قبچاق زندگى ميكردند بسوى ايران به كلى بسته شد .
من وقتى سد ياجوج و ماجوج را ديدم مبهوت شدم كه چرا پادشاه ايران و پسر او پنجاه سال وقت صرف كردند و آن ديوار را كه بطور قطع هزينه فوق العادهاى داشته ، ساختهاند ، آيا بجاى
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: مارسل بريون
ص١٤٩