112 - زده آمد « 1 » بر ايشان خوارى هر كجا باشند ، مگر بنگاه داشتى از خداى و نگاه داشتى « 2 » از مردمان ، [ و ] بازگشتند « 3 » بخشمى از خداى ، و زده آمد بر ايشان درويشى . آنست بدانكه ايشان بودند كافر مىشدند بآيتهاى خداى ، و مىكشتند پيغامبران را بناحق ، آنست بدانچه نافرمان شدند و بودند از حدّ درگذشتگان *
113 - نيستند برابر « 4 » از اهل كتاب گروهى ايستاده « 5 » مىخوانند آيتهاى خداى هنگام شب و ايشان سجده مىكنند *
114 - مىگروند بخداى و روز رستخيز ، و مىفرمايند بنيكوى و باز مىدارند از زشتى و مىشتابند اندر نيكيها ، و ايشانند از نيكان *
115 - و آنچه كنند از نيكى مه كافر شوند آن را « 6 » و خداى داناست بپرهيزكاران *
116 - كه آن كسها كه كافر شدند نه سود كند ازيشان خواستهاى ايشان و نه فرزندان ايشان از خداى چيزى ، ايشانند خداوندان آتش ، ايشان اندر آنجا جاودانگان *
117 - داستان آنك هزينه كند اندرين زندگانى اين جهان چون داستان باديست اندران سرما ، برسد بكشت گروهى كه ستم كردند بتنهاشان
هامش
( 1 ) واجب كرده آمد . ( خ ) - نهاده شد . ( صو )
( 2 ) عهدى . ( صو ) - امانى ( پا ) ترجمهء : « حبل » . ( رجوع كنيد به ذيل آيهء 103 همين سوره )
( 3 ) سزاوار شدند . ( پا ) - واجب شدند . ( خ ) ترجمهء « و باؤا »
( 4 ) نيست يكسان از خداوندان توريت . ( خ ) - نيستند برابر . ( صو . پا ) - ، در متن : « نيستند بر راه » ، و معنى « راه » در اينجا مناسب نيست . ( بر يك راه ؟ ) ترجمهء : « ليسوا سواء »
( 5 ) نيستند برابر از خداوندان كتاب گروهى بپاى ايستاده . ( پا )
( 6 ) متن : ( و آنچه كنيد از نيكى مه كافر شويد آن را ) - آيهء قرآن مجيد درين نسخه : و ما تفعلوا من خير فلن تكفروه . . . و بقراءت ديگر : و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه . . .