اللَّه . . . ( 1 ) ، قال يزيد ( 2 ) بن مفرّغ في بيع غلام له اسمه برد ( 3 ) :
و شريت بردا ليتني
من بعد برد كنت هامة
أى بعته ، تحريض كرد در اين آيت مؤمنان را بر جهاد كفّار به امر و وعد و ترغيب في قوله : * ( وَمَنْ يُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ، هر كه او در سبيل خداى جهاد كند بكشند او را يا او بكشد و غالب شود بر خصم ، و براى آن در برابر « يقتل » ، « يقتل » نگفت ، « يغلب » گفت كه اين عامتر است ، چه غلبه هم به قتل باشد هم به تاختن دشمن ، چون دشمن را بشكند هم غالب باشد ( 4 ) .
* ( فَسَوْفَ نُؤْتِيه أَجْراً عَظِيماً ) * ، ما او را مزدى بزرگ دهيم ، [ يعنى ثواب جهاد يا صبر بر شهادت .
آنگه حق تعالى هم بر طريق ترغيب به لفظ استفهام و معنى تقريع گفت : * ( ما لَكُمْ ) * ، چه بوده است شما را كه ] ( 5 ) كارزار نمىكنيد در سبيل خداى و نصرت نمىكنيد ( 6 ) و نمىرهانيد ( 7 ) از مسلمانان مستضعفان را كه در دست كفّار مكّه اسير ماندهاند و در رنج و عذاب ايشان افتادهاند .
در محل « مستضعفين » دو قول گفتند : يكى آن كه جرّ است على معنى قوله : « في سبيل الله و في المستضعفين » ، يعنى في حقّهم و نصرتهم و الذّبّ عنهم و تخليصهم من ايدى الكفّار ، على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه ، و گفتهاند : محلّ او نصب است و عامل در او معنى « تقاتلون » ، براى آن كه چون قتال كند با كسى براى كسى آن را كه براى او قتال كند كه مدفوع عنه باشد او را خلاص بود ، كأنّه قال : ما لكم لا تخلَّصون المستضعفين .
كلبي روايت كرد از ابو صالح از عبد اللَّه عبّاس كه گفت تقدير اين است كه : و عن المستضعفين ، أى ذبّا و دفعا عنهم ، براى آن كه چون رسول - عليه السّلام - از مكّه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 207 .
( 2 ) . اساس ، وز ، مت ، تب ، لب ، مر : زيد ، با توجّه به آج و مآخذ اعلام تصحيح شد .
( 3 ) . تب شعر .
( 4 ) . مر : دشمن را بكشد هم غالب شد .
( 5 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . آج ، لب ، مر : نمىكنى / نمىكنيد .
( 7 ) . آج ، لب : نمىرهانى / نمىرهانيد .