جاولى اموال و دارائى او را غارت كرد و بسيارى از كسان او را كشت .
خسرو خود را نجات داد و به قلعهء خود كه ميان دو كوه قرار داشت و يكى از آنها « انج » خوانده مىشد ، پناه برد .
جاولى به شهر فسا رفت و آنجا را گرفت و در بسيارى از - شهرهاى فارس منجمله جهرم دست به غارت زد .
آنگاه به قلعهاى روى آورد كه خسرو در آن پناهنده شده بود .
اين قلعه را مدتى در محاصره نگاه داشت و كار را بر خسرو سخت گرفت ولى استحكام قلعهء او و نيروى او را در نظر گرفت ، همچنين پىبرد كه در قلعه از خواربار و ساير ما يحتاج اهالى ، ذخيره بسيار وجود دارد و با اين وصف معلوم نيست تسخير قلعه چه مدت طول بكشد .
لذا با او مصالحه كرد تا به ساير شهرهاى فارس بپردازد .
آنگاه او را ترك گفت و به شيراز رفت و در آنجا اقامت كرد .
سپس متوجه كازرون شد . و آنجا را گرفت و ابو سعد بن محمد را در قلعهاش محاصره كرد . و در آنجا دو سال تابستان و زمستان ماند .
بعد جاولى به او پيشنهاد صلح كرد . ولى او فرستادهء جاولى را كشت . سپس جاولى جمعى از صوفيان را به نزد وى فرستاد . ولى او از آنها با هليم و ميوههاى تازه چيده پذيرائى كرد . بعد امر به مجازاتشان داد . لذا دهنهء مقعد هر يك را دوختند . بعد آنان را در آفتاب افكندند تا به هلاكت رسيدند .
سرانجام آنچه خواربار و آذوقه نزد ابو سعد بود به اتمام رسيد .
بدين جهة امان خواست . جاولى او را امان داد . او نيز قلعه را تسليم كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 198
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٨