تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
جلوگيرى كرده با او جنگيدند و آنچه از مال و جواهر بهمراه داشت از او گرفتند و تيران شاه قصد قلعه سميرم و تحصن در آنجا نمود . در سميرم اميرى بود كه نام او محمد بهستون بود و نزد او پناهنده شد . ارسلانشاه سپاهى گسيل داشت و قلعهء سميرم را محاصره كردند . محمد بهستون به تيران شاه گفت : از نزد من برو و من غدر نسبت به تو روا ندارم و مردى مسلمان هستم و ماندن تو اينجا مرا رنج ميدهد و بواسطهء ماندن تو در اينجا ، من در دين خود متهم خواهم شد . تيران شاه چون آهنگ بيرون شدن كرد محمد بهستون براى سركرده سپاهى كه محاصره‌اش كرده بودند پيام فرستاد و او را از حركت و مسير تيران شاه آگاه ساخت . سپاهى به راه او گسيل شد . و سر راه بر او گرفتند و آنچه با خود همراه داشت ستاندند و نيز با زرعه را هم دستگير نمودند . ارسلان شاه مامور فرستاد و هر دوى آنها را كشت و تمام بلاد كرمان را قبضه نمود .

بيان علل كشتار باطنيان بوسيله بركيارق

چون كار باطنيان شدت و شوكت‌شان قوت يافت و شماره‌شان افزون گرديد ميان آنها و دشمنانشان خصومت و كينه‌توزى پديد آمد و همين كه گروهى از اميران و بزرگان را بكشتند و بيشتر كسان كه كشتند از هواخواهان محمد مخالف سلطان بركيارق بودند . بمانند سرمز شحنهء اصفهان و ارغش و كمش از نظاميه و داماد او و غيرهم ، دشمنان بركيارق اين قتلها را منسوب به او و او را متهم بتمايل به آنها كردند . آنگاه كه سلطان بركيارق پيروز شد و برادرش سلطان محمد را شكست داد و منهزم ساخت و مؤيد الملك وزير او را كشت . گروهى از آنان ( باطنيان ) در سپاه رخنه و نفوذ كردند و بسيارى از سپاهيان را اغوا نموده و آنها را وارد مذهب خود كردند ، و نزديك بدان شدند كه به كثرت و قوت آشكارا شوند ، در سپاه گروهى از وجوه سپاهيان به آنها گرويدند و كارشان چنان بالا گرفت كه كسانى كه موافق با آنها نبودند تهديد به قتل ميكردند ، و مخالفانشان از آنان بيمناك شدند تا جائى كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 296 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت