تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

بيان فتح شوش

گفته شده كه چون ابو سبره در پيرامون شوش لشكر زد . مسلمين گرداگرد شهر را گرفته محاصره نمودند . در شهر برادر هرمزان امير بود كه شهريار نام داشت . جنگ در اطراف شهر چند بار رخ داد و در تمام وقايع مردم شوش پيروز شده بمسلمين زيان مىرسانيدند . روزى كشيشان و روحانيون تارك الدنيا از فراز شهر سر در آورده فرياد زدند : اى گروه عرب ! بدانيد آنچه را كه ما از پيشوايان و بزرگان خود شنيده و ياد داريم اين است كه شهر شوش را فقط دجال مىتواند فتح كند اگر دجال با شما و ميان شما باشد مىتوانيد آن را بگشاييد . ابو موسى از شوش سوى بصره رهسپار شد كه مقترب بن ربيعه فرماندهى شوش را بجانشينى او گرفت با ايرانيان ( اعاجم تعبير شده ) در نهاوند جمع و آماده كارزار شدند . نعمان هم فرمانده سپاه كوفه بود كه باتفاق ابن سبره شهر شوش را محاصره كرده بود . زرهم جنديشابور ( گندىشاپور ) را محاصره كرده كه ناگاه نامه عمر رسيد كه نعمان سوى نهاوند شتاب كند و از پيرامون شوش بدان شهر لشكر بكشيد . نعمان هم قبل از عزيمت نبرد را با اهل شوش تجديد كرد كه مردم شهر جوشيدند و خروشيدند و مسلمين را سخت خشمگين نمودند صاف بن صياد در خيل مسلمين