پيرهن و روپوش ساخت .
بدين گونه آن دو لباس پوشيدند .
و گفته شده است : فرشتهاى به سوى آن دو فرستاده شد تا آماده كردن پوشاك از پوست گوسفندان و ستوران را به آن دو بياموزد .
همچنين گفته شده است : اين جامهء فرزندان آدم بود .
ولى او و حوا همان پوشاكى را داشتند كه از برگ درختان بهشت بر خود دوخته بودند .
آنگاه خدا به آدم وحى فرمود كه : « من در برابر عرش خود حرمى دارم . برو و در آن جا خانهاى بساز و گرداگردش بگرد همچنان كه ديدى فرشتگان من به گرد عرش من مىگردند .
در آن جاست كه من نياز تو و فرزندان تو را كه به پرستش من مىپردازند ، برآورده خواهم ساخت . »
آدم عرض كرد : « پروردگارا ، من چگونه چنين كارى بكنم ! نه نيروى اين كار را دارم و نه بدان جا راه بردهام . »
خداوند فرشتهاى فرستاد كه آدم را برگرفت و به سوى مكه برد .
در راه هر جا كه به باغ سرسبز و خرمى مىرسيدند ، آدم به فرشته مىگفت : « در اين جا فرود آئيم . » فرشته نيز مىپذيرفت .
بدين گونه راه سپردند تا به مكه رسيدند .
در طول اين راه هر جا كه آدم فرود آمده بود آباد شد و هر جا كه گام ننهاد بيابان خشك ماند .
آدم ، همين كه به مكه رسيد ، خانهاى از خاك پنج كوه ساخت كه عبارت بودند از : « طور سينا و طور زيتون و كوه لبنان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 198
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٨