در پايان آيه براى تاكيد بيشتر مىفرمايد : « اين چنين آيات خود را براى افرادى كه تفكر مىكند تشريح مىكنيم » ( * ( كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) * ) .
آنچه گفته شد ترسيم روشن و گويايى از زندگى زودگذر و فريبنده و پر زرق و برق دنياى مادى است كه نه مقام و ثروتش قابل دوام است و نه جاى امنيت و سلامت مىباشد .
لذا در آيه بعد با يك جمله كوتاه اشاره به نقطه مقابل اين گونه زندگى كرده و مىفرمايد « خداوند به دار السلام ، خانه صلح و سلامت و امنيت دعوت مىكند » ( * ( وَاللَّه يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ ) * ) .
در آنجا كه نه از اين كشمكشهاى غارتگران دنياى مادى خبرى است ، و نه از مزاحمتهاى احمقانه ثروتاندوزان از خدا بى خبر ، و نه جنگ و خونريزى و استعمار و استثمار ، و تمام اين مفاهيم در كلمه * ( دارِ السَّلامِ ) * ( خانه صلح و سلامت ) جمع است .
و هر گاه زندگى در اين دنيا نيز شكل توحيدى و رستاخيزى به خود گيرد آن هم تبديل به « دار السلام » مىشود ، و از صورت آن « مزرعه بلا ديده طوفان زده » در مىآيد .
سپس اضافه مىكند « خدا هر كس را بخواهد ( و شايسته و لايق ببيند ) به سوى راه مستقيم ، همان راهى كه به دار السلام و مركز امن و امان منتهى مىشود ، دعوت مىكند » ( * ( وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * ) .
در اينجا به دو نكته بايد توجه كرد :
1 - از آنجا كه قرآن يك كتاب انسانسازى و تربيت است در بسيارى از موارد براى روشن ساختن حقايق عقلى متوسل به ذكر مثال مىشود و گاهى