زمين ششم : كرهء زُحل و آسمان ششم كرهء بخارى است كه محيط بر كرهء زحل است .
زمين هفتم : كرهء اورانوس و آسمان هفتم كرهء بخارى است كه محيط بر كرهء اورانوس است . چنان كه در شكل شمارهء 3 ص 160 كتاب گذشت .
و پس از اينها فضاى نامحدودى است كه محيط بر عالم شمسى ماست . و دو كرهء نپتون و فلكان را نظر به مطلبى كه در مسئلهء تعداد زمينها شرح آن گذشت ، از شمارهء زمينها بيرون كرديم « 1 » و دليل اين ترتيب شگفت و نظام مزبور در واقع همان است كه حضرت رضا عليه السلام در ضمن خبرى بدان تصريح فرموده و آن خبر به اسناد قوى در اكثر كتب شيعه يافت مىشود و من آن را در چند كتاب ديدهام از آن جمله است : كتاب ، تفسير قمى و تفسير عياشى - از كتب قرن سوم و چهارم هجرى است - و تفسير مجمع البيان شيخ طبرسى متوفاى سال 548 هجرى در تفسير سورهء طلاق و الذاريات . و تفسير برهان تأليف « سيد هاشم بحرانى » متوفاى سال 1107 هجرى و كتاب نورالثقلين و تفسير صافى تأليف « ملا محسن فيض » متوفاى سال 1091 هجرى و كتاب بحارالانوار و كتاب انوار نعمانيه .
بارى مضمون خبر رضوى مذكور اين است : حسين بن خالد به حضرت رضا عليه السلام عرض كرد : فدايت شوم ترتيب آسمانها و زمينها چه نحو است ؟ آن حضرت كف دست چپ را گشود و كف راست بر آن نهاد و فرمود : اين زمين دنياست و آسمان دنيا گنبد آسا بر روى آن است . زمين دوم روى آسمان دنياست و آسمان دوم مانند قبهاى بر روى زمين دوم است . زمين سوم روى آسمان دوم است و آسمان سوم چون گنبدى بر روى آن . زمين چهارم روى آسمان سوم است و آسمان چهارم چون قبهاى بر روى آن .
هامش
( 1 ) . گفتيم چون اين دو كره در زمان ظهور شرع اسلامى قابل رؤيت نبوده است ، شارع اسلامى نظر به مصالحىعنايت به ذكر آن دو نداشته و فقط زمينهاى هفتگانه را كه مرئى و قابل رؤيت بودهاند ، مدار كلام قرار داده است . ( ف )