تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2231

مساهمون:

ص٢٢٣١
اينان نه تنها شجاعانه آنچه را مىديدند بر زبان آوردند بلكه با بينش ويژه‌اى كه داشتند ، مىتوانستند به خوبى به اخلاق جاه‌طلبانى كه در راه رسيدن به نيّت شوم خود ، از هر وسيله ممكنى بهره مىبردند ، پى ببرند و آنها را معرفى كنند . آنان مردم را از نماز و روزهء ظاهرى اين حكام هشدار مىدادند و درباره عبداللَّه زبير كه براى رسيدن به خلافت طمع فراوان داشت ، چنين گفتند : « او براى هدفى كه در سر داشت ، نماز خواند و روزه گرفت . همين كه به هدفش رسيد ، نه نماز خواند و نه روزه گرفت ! » و چون زمان عباسيان فرا رسيد ، حماسه شورانگيز انقلابيون عليه ستمها همچنان نيرومندتر و گرمتر شد . از قاضى تنوخى ، على بن محمد ، قاضى بصره - كه بعدها قاضى اهواز شد پرسيدند كه نظرش دربارهء خلفاى بغداد چيست ؟ گفت : آنها سرگرم لهو و لعب و كارهاى بيهوده و خيانت به مردم هستند ، و جز به فكر خويش نيستند . آنگاه قصيده‌اى را كه درباره خليفه زمان خود سروده بود براى آنها خواند . « خليفه ، ميان تار و طنبور و شراب ، و در دامن خواننده يا بر سينه نوازنده ، تربيت يافته است . » آنگاه همه خلفا را مخاطب ساخته ، مىگويد : « خلافت ، كالايى است غصب شده و شما مالك آن نيستيد . آيا كسى كه بر مال غصب شده بنشيند ، غاصب نيست ؟ » « ما بوديم كه شما را به حكومت رسانديم . ستم نكنيد كه ستم نتايج شومى به بار مىآورد . پس از ذلت و بدبختى ، به حكومت رسيديد و سرور ما شديد ، و چنگالتان را به خون ما آغشته كرديد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2231 | جورج جرداق / خسرو شاهى