جاى جاى اين فرهنگ توضيح داده شدهاند ؛ اما مناسب ديدم كه در ذيل اين مدخل نيز يك جا از آنها ياد كنم تا خواننده براى پيدا كردن اين اماكن پراكنده در لابهلاى كتاب به زحمت نيفتد و لذّت دنبال كردن سفر پيامبر اكرم را از دست ندهد .
1 .
غار ثور ؛
غارى است در كوه ثور واقع در جنوب مكهء مكرمه يا در سه كيلومترى جنوب مسجد الحرام .
2 .
عسفان ؛
شهرى است در هشتاد كيلومترى شمال مكه در راه مدينه .
3 .
امج ؛
وادىاى است زراعى ، در يكصد كيلومترى شمال مكه كه امروزه به نام « خليص » شناخته مىشود .
4 .
قديد ؛
( به ضمّ قاف ) ، يكى از وادىهاى بزرگ تهامى حجاز است كه دهانههاى بالاى آن از سنگلاخ « ذره » سرچشمه مىگيرد . قسمت بالا يا ابتداى اين وادى را « ستاره » مىنامند و بخش پايين آن را « قديد » . راه مكه به مدينه ، در مسافت يكصد و بيست كيلومترى مكه ، اين وادى را قطع مىكند .
5 .
خيمتا امّ معبد ؛
ابن هشام ، در مراحل راه هجرت ، از اين مكان نام نبرده اما مشهور است كه در اين مسير قرار داشته است . خيمتا امّ معبد در حاشيهء شمالى وادى قديد قرار دارد .
6 .
خرّار ؛
همان وادى جحفه و غدير خم است كه در حوالى بيست و پنج كيلومترى شرق شهر رابغ قرار دارد .
7 .
ثنيّة المرّه ؛
جايى است ميان غدير خم و فرع .
8 .
لقف ؛
وادىاى است از ريزابههاى وادى فرع .
9 .
مدلجة مجاح ؛
( يا محاج ) ، مدلجه در لغت به معناى فاصلهء ميان چاه و حوض است كه براى كشيدن آب از چاه و خالى كردن آن در حوض طى مىشود .
مجاح : وادى اى است كه از شمال و بعد از ابو ضباع به وادى فرع مىريزد .
10 .
مرجح ؛
درّهاى است كه آب آن در مجاح مىريزند .
11 .
ذو العضوين ؛
( به ضاد يا صاد ) :
دو درّهاند كه پس از پيوستن به يكديگر به آبراههء مجاح مىريزند .
12 .
ذو كشد ؛
در كتب سيره به صورت « كشر » آمده كه تصحيف است .
ذو كشد كه امروزه به نام « امّ كشد »