مشورت كردن فرعون با وزيرش هامان در ايمان آوردن به موسى عليه السلام
( ( 2721 ) ) آن ستيزه رو به سختى عاقبت
گفت با هامان براى مشورت
( ( 2722 ) ) وعده هاى آن كليم اللَّه را
گفت و محرم ساخت آن گمراه را
( ( 2723 ) ) گفت با هامان چو تنهايش بديد
جست هامان و گريبان بر دريد
( ( 2724 ) ) بانگها زد گريه ها كرد آن امين
كوفت دستار و كله را بر زمين
( ( 2725 ) ) كه چگونه گفت اندر روى شاه
اين چنين گستاخ آن حرف تباه
( ( 2726 ) ) جمله عالم را مسخّر كرده تو
كار را با بخت چون زر كرده تو
( ( 2727 ) ) از مشارق وز مغارب بىلجاج
سوى تو آرند سلطانان خراج
( ( 2728 ) ) پادشاهان لب همىمالند شاد
بر ستانهء خاك تو اى كيقباد
( ( 2729 ) ) اسب ياغى چون ببيند اسب ما
رو بگرداند گريزد بىعصا
( ( 2730 ) ) تا كنون معبود و مسجود جهان
بودهاى گردى كمينهء بندگان
( ( 2731 ) ) در هزار آتش شدن زين خوشتر است
كه خداوندى شود بنده پرست
( ( 2732 ) ) نى بكش اول مرا اى شاه هين
تا نبيند چشم من بر شاه اين
( ( 2733 ) ) خسروا اول مرا گردن بزن
تا نبيند اين مذلَّت چشم من
( ( 2734 ) ) خود نبودست و مبادا اين چنين
كه زمين گردون شود گردون زمين
( ( 2735 ) ) بندگانمان خواجه تاش ما شوند
بىدلانمان دل خراش ما شوند
( ( 2736 ) ) چشم روشن دشمنان و دوست كور
گشت ما را پس گلستان قعر گور
تفسير ابيات
فرعون آن سخت روى سنگ دل عاقبت وعده هاى كليم الله را براى مشورت با هامان در ميان نهاد و آن گمراه را محرم اسرار خود ساخت . وقتى كه هامان سخنان موسى را شنيد ، از جا بر جست و گريبان چاك كرد ، و فريادها بر آورد و كلاه و دستار بر زمين زد كه موسى با چه جرئتى اين مطالب را گستاخانه به شما كه شاه اين كشور