و آفتاب و ستارگان را هم نبينيم .
نژاد ما خروسان هديه ايست كه خداوند براى مجهز شدن آدميان براى نماز فرستاده است . اگر ما نابهنگام بانگ بر آوريم و حى على الفلاح بگوييم ، فورا خون ما مباح مىشود .
آرى همهء خروسان انسان نما بانگهاى نابهنگام دارند . كسانى كه معصوم و از خطا و غلط بدورند ، جانهاى پاكى هستند كه گيرندگى وحى در آنان به وجود آمده است . غلام خواجه پيش مشترى بىنوا مرد و زيانش به او وارد گشت .
درست است كه خواجه مال را از حيطهء تصرف خود خارج و زيان را به ديگرى وارد ساخت ، ولى اگر درست بنگرى خواهى فهميد كه آن ساده لوح خون خود را ريخت و جانش را از دست داد .
اگر او به همان زيان كوچك ( مرگ اسب ) ملتزم مىشد ، آن همه زيانها بر او وارد نمىگشت . بدين سان جسم و مال ما فداى جان ما است .
تو موقعى كه مورد كيفر قرار مىگيرى با پرداخت كيفر مالى جان خود را نجات مىدهى ، تو بدان جهت كه در قلمرو قضاى الهى لال و راكد شدهاى ، مال را از داور داوران مىگريزانى و نمىدانى كه بجاى آن مال ، جانت در خطر سقوط خواهد افتاد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 346
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٤٦