قانع شدن آن مرد طالب به تعليم زبان مرغ خانگى و سگ و اجابت موسى عليه السلام
( ( 3303 ) ) گفت بارى نطق سگ كاو بر در است
نطق اين هر دو شود بر تو پديد
( ( 3305 ) ) بامدادان از براى امتحان
ايستاد او منتظر بر آستان
( ( 3306 ) ) خادمه سفره بيفشاند و فتاد
پارهء نان بيات آثار زاد
( ( 3307 ) ) در ربود آن را خروسى چون گرو
گفت سگ كردى تو بر ما ظلم رو
( ( 3308 ) ) دانهء گندم تو تانى خورد و من
عاجزم در دانه خوردن در وطن
( ( 3309 ) ) گندم و جو را و باقىّ حبوب
تو توانى خورد و من نى اى طروب
( ( 3310 ) ) اين لب نانى كه قسم ماست آن
مىربايى اين قدر را از سگان
تفسير ابيات
آن جوان مىگويد : اى پيامبر خدا ، اقلا نطق سگ را كه بر در خانهام مقيم است و نطق مرغ خانگى را كه حيوان اهلى و با من در تماسند ، به من تعليم فرما .
حضرت موسى مىفرمايد : بر آورده شدن مقصودت نزديك شده است ، نطق آن دو بر تو آشكار خواهد گشت .
آن جوان براى آزمايش صبحگاه منتظر ايستاده بود ، خدمتكار سفره را آورد و خرده نانها را كه بقيهء خوراكى بود به پيش آن دو حيوان پاشيد . خروس فورا قطعهاى از آن پاره نانها را مانند اين كه در گرو او بود ، برداشت و آمادهء خوردن گشت سگ به خروس گفت : تو بما ظلم كردى زيرا تو مىتوانى دانهء گندم و جو و ساير حبوبات را بخورى ، اما من از خوردن هر گونه حبوبات عاجزم . اين حاشيهء نان كه قسمت ما سگان بود تو آن را ربودى .