گفتم : البتّه خير . و تا به حال نيز كسى جز امير المؤمنين در اين باره چيزى از من سؤال نكرده بود .
هارون ادامه داد : چرا شما اجازه مىدهيد كه مردم ( چه سنّى و چه شيعه ) شما را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم منتسب بدانند و به شما بگويند : « اى فرزندان رسول خدا » در حالى كه شما ( فرزندان حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلَّم نيستيد ، بلكه ) فرزند على هستيد و اشخاص را بايد به پدرشان منتسب نمود ، ( شما از فاطمه نسل و نسب نمىبريد زيرا ) فاطمه ( زن است و زن ، براى نطفهء مرد مثل ) ظرف است ( و خود نقشى در نسل و نسب فرزند خود ندارد ) و حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلَّم جدّ مادرى شما است ( و نبايد شما را منسوب به ايشان ( 1 ) دانست ؟ ) .
گفتم : يا أمير المؤمنين ! اگر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله زنده شوند ، و دختر شما را خواستگارى كنند آيا به ايشان جواب مثبت مىدهيد ؟
هارون گفت : سبحان الله ! چطور ممكن است جواب مثبت ندهم ؟ ! بلكه با اين كار بر عرب و عجم و قريش افتخار مىكنم .
هامش
( 1 ) . مترجم گويد : پيش از اين نيز ، اين شبهه در أذهان وجود داشته است ، حتّى شاعرى چنين گويد :بنونا بنو أبنائنا و بناتنا
بنوهنّ أبناء الرّجال الأباعدفرزندان ما ، فرزندان پسرانمان هستند و فرزندان دخترانمان ، فرزندان مردان بيگانهاند .