شوروشوق در بين كارگران شد . افزون براين ، دنيس خود هر روزه در بين كارگران چرخ مىزد ، سخنان مهرآميزى بر زبان مىراند و با دستان خويش هدايا را به سختكوشترين كارگران مىداد و آنها را بر ميز غذايش پذيرا مىشد .
( 2 ) اين كارگران با چشم و همچشمى مىكوشيدند ماشينهاى خارقالعادهاى اختراع كنند كه داراى كارايى بسيار زيادى باشد . همچنين دنيس شروع به ساخت ترىرم و كشتىهايى با پنج رديف پارو - نوعى كشتى كه تا آن زمان كسى نظير آن را نديده بود - كرد .
( 3 ) دنيس كه شنيده بود نخستين ترىرم در كورنت ساخته شده ، بر آن شد مهاجرنشينى از كورنت در شهر خويش مستقر كند و از آنها بخواهد ابعاد كشتىهاى جنگى را افزايش دهند .
( 4 ) پس از آنكه كاروانى از چوب داربست را از ايتاليا درخواست كرد ، كارگرانى را كه براى قطع چوب به خدمت گرفته شده بودند به دو بخش تقسيم كرد .
برخى را بر روى كوه اتنا كه در آن زمان پوشيده از جنگلهاى كاج و صنوبر بود ، فرستاد و برخى ديگر را روانهى ايتاليا كرد . همچنين درشكههايى را به كار گرفت كه براى انتقال مصالح تا دريا مناسب بودند . در آنجا ملوانان ، سوار بر قايقها ، مىبايست بىدرنگ آنها را به سيراكوز مىرساندند « * » .
( 5 ) پس از آنكه بدينسان ميزان كافى چوب جمعآورى كرد ، همزمان شروع به ساختن بيش از دويست كشتى در كارگاههاى كشتىسازى و تعمير صد و ده كشتى قديمى كرد . سرانجام آشيانههاى كشتى باشكوهى را گرداگرد آنچه كه امروز بندر مىنامند ، برپا داشت . اين آشيانهها به تعداد صد و شصت عدد بودند و بيشتر آنها مىتوانست دو كشتى را در خويش جاى دهد . همچنين دنيس كشتىهاى قديمى را
هامش
* . در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « پس از آنكه اجازهى حمل چوب داربست را از ايتاليا گرفت ، نيمى از كارگران خويش را كه براى قطع درخت به خدمت گرفته بود بر روى كوه اتنا - كه در آن زمان پوشيده از درختان صنوبر و كاج بود - فرستاد و نيمى ديگر از اين دست كارگران را به ايتاليا فرستاد تا در آنجا درشكههايى را - براى حمل چوبهاى داربست به دريا - بسازند و همچنين كشتىها و ملوانانى را براى حمل اين چوبها به سيراكوز فراهم كنند . »