پرش به محتوای اصلی

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحه 59

پدیدآورندگان:

ص۵۹
واز آواز گردانيدن بنغمات وسرود صاحبان نطق از مرغان در تاريكىهاى آشيانها واز آنچه كه حفظ نموده است آنرا صدفها ، يعنى از لؤلؤ ومرواريد ، ودايگى نموده است آنرا موجهاى درياها يعنى از عنبر وماهى ، واز آنچه كه پوشيده آنرا تاريكى شب يا طلوع نموده بر آن روشنى دهنده روز ، واز آنچه كه پى در پى مىآيد بر أو طبقهاى ظلمتها ومجاري نور ، واز علامت هركام ، واز حسّ وحركت هر جسمي از أجسام ، واز باز گردانيدن جواب هر كلمه ، واز حركت دادن هر لب ، واز قرارگاه هر آفريده ، واز مقدار هر ذرّه ، واز آوازهاى پنهان هر نفس صاحب همّت ، واز آنچه كه بر زمين است از ميوهء درختى يا از افتادهء برگى يا از آرام گرفتن نطفه يا نقاعهء كه محلّ اجتماع خونست ومضغه ، يا صورتي كه آفريده شده در بدن ونطفهء كه بيرون كشيده شده از پشت حيوان . نرسيده است بذات بارى تعالى در اين چيزها كه آفريده مشقتى ، وعارض نشده است أو را در حفظ آنچه كه ايجاد فرموده از مخلوقات عارضهء ، واحاطه نكرده أو را در اجراء امورات وتدبير مخلوقات ملالت وكدورتي ، ونه ضعف وفتورى ، بلكه نافذ شده در ايشان علم أو ، وبشماره در آورده ايشان را شمردن أو ، وفرا گرفته است ايشان را عدالت أو ، وپوشيده گناهان ايشان را فضل أو با وجود تقصير كردن ايشان از پايان رسانيدن آنچه كه خداوند سبحانه سزاوار أو است از مراتب معرفت وعبادت . بار پروردگارا توئى سزاوار أوصاف حسنهء بىشمار وأهل شمار نمودن شماره هاى بسيار اگر اميد گرفته شوى تو ، پس تو بهترين اميد داشته شدهائى ، واگر رجا بتو باشد پس تو گرامىترين رجا داشته شدگانى بار خدايا وبتحقيق كه گسترانيدى از براي من قدرت را در آنچه كه مدح نميكنم با أو غير تو را ، وثنا نميكنم با أو بر أحدى غير از تو ، ومتوجّه نميكنم مدح وثناء خود را بسوى مخلوقين كه معدنهاى نوميدى ومحلهاى تهمت مىباشند وباز داشتهء زبان مرا از مدحهاى آدميان وثنا گفتن بر مخلوقان كه تربيت يافتهء