نيست بنا بر اين ، منظور خداوند اين است كه ما را به اين نكته راهنمايى كند كه اعمال كفّار شايستهء تعجّب است يعنى : خداوند ميخواهد ما را بتعجّب وادار كند نه اينكه او تعجّب مىكند .
5 - ابن عبّاس مىگويد : مراد اين است كه چه چيز آنها را بر تحمّل آتش جهنم صبور و خويشتندار نموده است ؟ در اين صورت « ما اصبر » فعل تعجّب نيست بلكه « كلمهء ما » براى استفهام است . و ممكن است در وجه اوّل و دوّم و سوّم نيز « ما » بر استفهام حمل گردد و معنا اينطور مىشود : چه چيز آنها را بر تحمل آتش جهنم جرئت بخشيده است ؟ و چه چيز آنها را بر انجام اعمال اهل آتش كوشا ساخته است ؟ و چه چيز موجب بقاء آنها در آتش جهنم خواهد بود ؟
كسايى مىگويد در اينجا كلمهء « ما » براى استفهام است كه بطور تعجّب واقع شده است و « مبرّد » گفته است اين وجه نيكو و قابل توجّه است زيرا اين تعبير نسبت بكفّار توبيخ است و ما را بتعجّب ، ضمناً وادار مىكند چنان كه به كسى كه در ورطهاى واقع شود - كه نميبايست در آن واقع گردد - گفته مىشود « ما اضطرّك الى هذا » يعنى چه چيز تو را به اين كار وادار كرده است و مراد از آن انكار و توبيخ نسبت به آن شخص و بتعجّب وادار ساختن ديگران است .
و كسى كه ميگويد مراد اين است كه چه چيز به آنها براى تحمل آتش جرئت بخشيده است ؟ منظور او استفهام از صبر است زيرا كسى كه بر تحمل شدائد صبور است داراى جرئت نيز مىباشد
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 176 ]
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتابِ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ ( 176 )
[ ترجمه ]
اين امر بواسطهء اين است كه خداوند كتاب آسمانى را به حق فرستاد و كسانى كه در آن اختلاف و مكابره كردند در خلاف و كشمكش دور از صواب خواهند بود .
شرح لغات
اختلاف : افتراق .