تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
گفته شده : منظور از آيه اين است : نبىّ اكرم نويسنده‌اى داشتند كه آنچه را ايشان املاء ميفرمودند او تغيير ميداد پس از آن از دين اسلام برگشت و مرگ او را دريافت و زمين او را پرتاب كرد ، ليكن اين احتمال چندان با سياق كلام تناسبى ندارد
لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا . . .
- تا او را به بهاى اندك بفروشند . منظور اين است كه در برابر اين كار ناشايست از عوام يهود اموالى را بگيرند و كلمهء « اشتراء » بعنوان مجاز استعمال شده است و منظور تشبيه باشتراء است زيرا اينان حق را پايمال و باطل را آشكار كردند تا در برابر مالى بدست آورند مانند كسى كه متاعى را ميخرد و در برابر پولى ميپردازد . و منظور از
« ثَمَناً قَلِيلًا »
اين است كه آنچه در برابر اين كار قرار گيرد ناچيز و اندك است و عرب در اين قبيل موارد روش معروفى دارد كه در اثر تتبّع در كلمات آنها شناخته مىشود . ابو العاليه ميگويد ناچيز بودن ثمن از نظر اين است كه آن از متاعهاى دنيوى بوده و خداوند متاع دنيا را باندك و ناچيزى ياد كرده است
« قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ »
ديگرى گفته : توصيف بكمى براى حرام بودن آن بها است .
فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ . . .
- پس واى بر ايشان از آنچه بدست خويش نوشتند . عذاب و رسوايى و زشتى بر آنها در برابر تحريفى كه در كتاب تورات مرتكب شدند .
وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ . . .
- و واى بر آنها از آنچه از آن بدست آوردند در ماء موصوله دو احتمال است : اول اينكه منظور معاصى و گناهان باشد . دوم منظور مال حرام و رشوه‌هاى نابجايى كه بزرگان يهود از عوام ميگرفتند