حكما ، برقرار است ، واژهء « زوج » يا « ازدواج » آمده ؛ و احكام ارث و عدّهء زنانى كه شوهرانشان مردهاند ( بقره / 240 ) از اين قبيل است .
امّا آنجا كه رابطهء زوجيّت و همسرى با مسائلى چون طلاق يا ايلاء از ميان رفته ، آن كه موضوع احكام تشريعى قرار مىگيرد « نساء » ( زنان ) است نه « ازواج » ( همسران ) : طلاق / 1 ، بقره / 236 .
[ در رهنمود اين برداشت ] مقتضاى آيهء سوره بقره / 230 :
فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ
- « پس اگر او را طلاق دهد آن زن از آن پس بر او حلال نمىشود مگر آن كه زن با همسر ديگرى جز آن مرد نخست نكاح كند » اين خواهد بود كه در ازدواج زنى كه به طلاق بائن طلاق داده شده ، با محلّل ، واقعا نيز رابطهء زناشويى و همسرى برقرار گردد ، نه آن كه با اجراى يك عقد ازدواج صورى ميان زن و محلّل ، ازدواج مجدد زن با شوهر نخست خود حلال شود ! در آيات ظهار « 6 » نيز مشاهده مىكنيم زن مسلمانى دربارهء « همسر » خود جدل و از او شكايت مىكند كه با وجود پيوند همسرى با او ظهار مىنمايد . « 7 » اما حكم ظهار درباره مردانى نازل مىشود كه در برابر « نساء » ( زنان ) خود ظهار مىكنند ، از اين نظر كه باظهار آثار پيوند زناشويى را از ميان بردهاند .
خبرگان محقّق زبان عربى نه تنها ترادف ميان الفاظى را كه در مادّه با يكديگر دارند انكار كردهاند بلكه ترادف ميان الفاظى را كه داراى ماده و حروف يكسان هستند و صيغه و ساختار آنها تفاوت دارد نيز مورد انكار قرار دادهاند ، و حتّى اين را نيز جايز نمىدانند كه در دو كلمه حركت آنها با يكديگر تفاوت داشته باشد و در عين حال معنايى واحد داشته باشد ؛ و تنها از اين قاعده موردى استثنا دانستهاند كه دو لفظ متفاوت دو تلفظ يا دو لهجهء مختلف از يك كلمه
هامش
( 6 ) ظهار در جاهليّت نوعى طلاق بود و موجب حرمت ابدى مىگرديد . اسلام حكم آن را تغيير داد و آن را موجب تحريم زن ظهار شده بر مرد و نيز وجوب كفّاره براى برگشتن مرد به زن دانست . صيغهء ظهار آن است كه مرد به زن خود بگويد : « تو براى من مانند پشت مادرم هستى » . . . ر . ك : امام خمينى - قدس سره - تحرير الوسيلة ، « كتاب الظّهار » . - م .
( 7 ) در اينجا بدين جهت كه از جانب زن آثار پيوند زناشويى نفى نشده ، زن با واژهء « زوج » از مرد خود ياد مىكند ، و در مقابل چون مرد جوهرهء زناشويى را گسسته و از ميان برده ، با واژهء « نساء » يا زن از همسر وى ياد شده است . - م .