« اين مقام براى تو فرخنده و گوارا باد اىْ على بنابىطالب . تو از اين پس مولاى ما و مولاى هر مرد و زن با ايمان خواهى بود » .
هنوز مردم از هم نپراكندند كه آيهء زير نازل شد :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً « 1 »
« هم امروز آيينِ شما را برايتان كامل كردم ، و نعمت و احسانِ خويش را نسبت به شما بدون هيچگونه نقصى محقق ساختم ، و اسلام را - به عنوان آيين و شريعتِ پذيرفته و مورد قبول براى شما - مقرر و مسجل نمودم » .
با توجه به اين آيه مىتوان گفت از رهگذر امامت و ولايتِ على بود كه آيين اسلام و نعمتِ الهى به كمال رسيد ، و اسلام به عنوان دينى پسنديده و آيينى مورد قبول به امت اسلامى اعلام شد .
اگر كارِ حكومت و ادارهء مردم - پس از رسول خدا - در اختيار على قرار مىگرفت بعد از چنان بيعت و پس از نزول چنان آيات و ورود چنان روايات - كه همگى گوياى فضيلتِ آنحضرت بودهاند - همهء مردم به جاى فرقهگرايى و پريشانى در مكتب و مذهب ، آيين
هامش
( 1 ) مائده : 3 . بنگريد به : الدر المنثور ، و تاريخ خطيب بغدادى ، و ابن عساكر ، و نوشتههاى طبرى ، وابن عقده از طُرُقِ حديثِ غدير ، و ثعلبى ، و ابن المغازلى ، وحافظ جزرىِ شافعى و ديگران .