ملك دنيا به او عطا مىفرمايد . . . » « 1 »
2 . ابو بصير مىگويد : امام صادق به من فرمود : « اى ابا محمد ! گويا كه ساكن شدن قائم و اهل و عيالش در مسجد كوفه را مىبينم . « عرض كردم : فدايت شوم خانهاش آن جاست ؟ فرمود : آرى ، خانه ادريس و ابراهيم خليل الرحمن هم آنجا بود و خداوند پيامبرى را مبعوث نكرد مگر اينكه در آن مسجد نماز خواند ، و خانه خضر در آن است و كسىكه در آن مسجد اقامت كند مثل كسى است كه در خيمه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم اقامت كرده است و هيچ مرد و زن مؤمنى يافت نمىشود مگر اينكه دلش براى آن مىتپد . » عرض كردم : فدايت شوم آيا هيچ وقت قائم ، از ميان آن نمىرود ؟ » فرمود :
« آرى مىرود » عرض كردم : پس بعد از او چه مىشود ؟ فرمود : « بعد از او هم همينطور است تا زمانىكه عالم خلق كاملا به پايان برسد . . . » « 2 »
3 . ابو خالد كابلى مىگويد : امام باقر عليه السّلام فرمود : « وقتى قائم وارد كوفه شود هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه يا در كوفه است يا به سمت كوفه مىآيد چنان كه امير المؤمنين عليه السلام به يارانش مىفرمايد : « به سمت اين مرد سركش برويم و آنگاه به سمت كوفه راه مىافتد . » « 3 »
4 . حبّه عرنى مىگويد : امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : گويا شيعيانمان را در مسجد كوفه مىبينم كه خيمه زدهاند و قرآن را همانگونه كه نازل شده است به مردم ياد مىدهند ؛ بدانيد كه وقتى قائم قيام كند ، مسجد را خراب كرده و قبلهاش را درست مىنمايند . » « 4 »
5 . حسن بن محبوب از بعضى از راويانى كه از آنها نقل مىكند از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « گويا قائم عليه السّلام را مىبينم كه بر منبر كوفه نشسته است ، از جيب قبايش نامهاى كه به طلا مهر شده است بيرون مىآورد ، باز مىكند و براى مردم مىخواند و مردم مثل گلّهء گوسفندى كه بگريزند از دور او پراكنده مىشوند و غير از نقباء و برگزيدگان ، كسى باقى نمىماند ، آنگاه سخنى مىفرمايد كه قبل از اينكه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 11 ، از روايت 1 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 381 ، روايت 191 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 330 ، روايت 51 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 364 ، روايت 139 .