تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
تازه‌اى در قالبى متشكّل به دست بدهد ، و عقايد اصيل « 1 » آن دين را به صورتى خالى از زوايد و شوائب درآورد ، از عقيده به زروان ( « دهر » ) « 2 » دست كشيد و ايمان به « هورمزد » را به صورتى تا حدّ امكان منزّه تقرير كرد . در نتيجه حتى شروع اقدامات فشارآميزى از طرف اسلام ( سال 671 ميلادى برابر 51 هجرى ) با مخالفتى از طرف دهقانان روبرو گشت « 3 » و در سال 693 / 694 ميلادى برابر با 75 هجرى وحشت اين مىرفت كه جنگ داخلى و برادركشى بين قبايل عرب در آن سرزمين ، سرانجام به قدرت و غلبهء كفّار ( يعنى زردشتيان ) منجر گردد « 4 » . ولى كار به يك انقلاب منظّم و متشكّلى نرسيد ، بلكه به عكس ، تشتّت داخلى زردشتيان و نقص تبليغات آنان در بين پيروان ساير « 5 » مذاهب ، و سيادت
هامش
( وى صحت عقايد و ايمان را در اساس مبتنى بر انطباق آن با عقل مىدانسته است ) ، در اين زمينه نيز رجوع شود به : بديهى است كه رستم در نظر فردوسى ، سراپا محكوم عقيده به سرنوشت بوده است :Firdosi / Vullers I 334 , v . 293 f . , vgl . Hansen 137 , 264 .( 1 ) - رجوع شود به :Christensen 432. - دربارهء جزئيات عقايد زردشت در آن زمان رجوع كنيد به فارسنامهء ابن بلخى . ( 2 ) - رجوع شود به :Hans Heinrich Schaeder : Der iranische Zeitgott und sein Mythos , in der ZDMG VG ( 1941 ) , S . 268 - 299 ; Wesendonk 259 - 273 .( 3 ) - تاريخ سيستان ، ص 93 به بعد . ( 4 ) - ابن الاثير ، ج 4 ، ص 142 . - به عقيدهءFuchs( فهرست منابع ، ص 238 ، ص 451 ) سغديان هنوز تا اوايل قرن هشتم ميلادى ( دوم هجرى ) به دين زردشت بوده‌اند . ( 5 ) - اين معنى را اظهار جاحظ ( كتاب حيوان ، فهرست : 260 ، ج 5 ، ص 99 ) مبنى بر اينكه هيچ كجا كسى از پيروان ساير اديان به دين زردشت نگرويده است ، نشان مىدهد ، ولى بديهى است كه واقع امر ، به اين شدتى كه جاحظ مدعى است نبوده ؛ در اين مورد كافى است كه مثلا وضع ارامنه در نظر گرفته شود . دربارهء تأثيرات دين زردشت بر روى تركان و آداب و عادات آنان در قرون وسطى رجوع شود به كتاب اغانى ، ج 9 ، ص 21 و نيز :Barthold , Vorl . 43 f .