تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 36

مساهمون:

صمقدمه ٣٦
و « كتاب الاحكام السلطانية » از علىّ بن محمد الماوردى « 1 » ( در حدود 974 تا 1058 ميلادى برابر 363 تا 450 هجرى ؛ فهرست منابع : 292 - 294 ) ؛ با تمام اين احوال ارزش اين كتب براى ايران ( نسبت به قرون مورد بحث ما ) بسيار كمترست تا براى بين النهرين ( از هريك از اين كتب در فصل « 2 » مربوط گفتگو خواهد شد ) . تاريخ قم كه نگارش يكى از عمال عالىرتبهء آن زمان و متكى بر معرفت شخصى وى به امور جارى عصر خويش مىباشد يك نوع پيوندى را با تاريخ بيهقى « 3 » ( وفات 1077 / 1078 ميلادى برابر با 470 هجرى ؛ فهرست منابع : 161 به بعد ) كه نيز بازگوى خاطرات زندگى مؤلف آن است نشان مىدهد : قسمتهاى باقىماندهء اين كتاب كه فقط شامل سنوات 1031 تا 1041 ميلادى برابر 422 تا 432 با وسعت فوق‌العادهء خود ، نمودارى جامع جهات مختلف و جذاب از « محيط دسيسه‌بازيهاى دربار » « 4 » غزنه در زمان سلطان مسعود « 5 » ، و از تمام امور ديگر مثل تشرف سفرا ، مشورت حكام و عمال ، وضع ديوان ، اعطاى خلعتها ، شكار ، و جشنهاى دربار در اختيار ما مىگذارد و علاوه بر اين نظرى به روابط پرشور سياسى اين امير و به اوضاع دولتهاى هم‌جوار ،
هامش
( 1 ) - ولى ماوردى به هيچ وجه در تمام اظهارات بيش از ابو يوسف مورد اعتماد نيست ، رجوع كنيد به :Lokk . 73 .( 2 ) - رجوع كنيد به جلد دوم ، فصل « خراج و صدقه » از همين كتاب . ( 3 ) - اين مطلب كه بيهقى خاندان پيغمبر ( ص ) را با سلام و صلوات و تكريم ياد مىكند ( مثلا صفحات 3 ، 89 ، 92 ، 338 ) نمىتواند بطور وضوح دليل تشيع وى محسوب گردد ؛ تشيعى كه با خدمت در دربار غزنوى ناسازگار بوده است . و يا اينكه اين اظهارات اضافاتى است كه در چاپ سنگى ايران به آن ضميمه گشته است ؟ ولى آنچه مسلم است ، بيهقى ( سال 1039 / 1040 ميلادى برابر 431 هجرى ) به زيارت قبر مطهر حضرت رضا ( ع ) مشرف گشته است ( بيهقى ، صفحهء 549 ) و در اينجا نيز مثل ساير موارد نام آن حضرت را با درود ذكر مىكند . ( 4 ) - رجوع كنيد به :Hans Heinrich Schacder in der ZDMG 95 ( 1941 ) , S . 458 .( 5 ) - عده‌اى از كسانى كه وى دربارهء آنان سخن مىگويد ، هنوز در زمان تأليف كتاب در حيات بوده‌اند : بيهقى ، ص 175 ( زمان تحرير كتاب ، ذوالحجهء ، سال 450 هجرى برابر ژانويه - فوريه ، سال 1059 ميلادى ) .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 36 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى