داد زيرا اين ميوه « در ايران » ايماء و نشانه براى « نيكى » به حساب مىآمد « 1 » ؛ همچنين در سال 738 ميلادى برابر 223 هجرى ، مرد عربى به يكى از دهقانان ايرانى يك دانه سيب و يك دانه گلابى به عنوان نشانهء تكريم و تعظيم هديه نمود « 2 » .
بدين ترتيب عقايد ايرانيان از اين حيث نيز در عربها تأثير نموده بود « 3 » ؛ بخصوص كه اين امر در يك موردى « فرهنگى » يعنى در يكى از مواردى بود كه در زمينهء آن تأثر از بيگانه هميشه به آسانى تحقق مىپذيرد .
نمونهء ديگر از اين اعمال ايمائى اين بود كه هرگاه تقاضاى كمك از كسى داشتند كليد طلاى شهر را به او تقديم مىكردند ( سال 705 ميلادى برابر 86 هجرى پادشاه چغانيان « 4 » و در سال 712 ميلادى برابر 93 هجرى پادشاه خوارزم « 5 » ، هر دو در مورد قتيبة بن مسلم ، اين علامت رمزى را به كار بردند ) .
يكى از علايم ايمائى مورد توجه و رغبت ، بخصوص در نزد تركان ، ايماء و تلويح به وسيلهء اسلحه بود ( هرودت نيز از وجود چنين رمز و ايمائى در بين اسكيتها -
Skythen
، قبايل ساكن در جنوب روسيه در قرن ششم قبل از ميلاد ، م - خبر مىدهد ) : در سال 704 ميلادى برابر 85 هجرى تركان براى عربها تيرهاى چوبين با مشگ به عنوان نشانه و ايمائى از جنگ يا صلح « 6 » فرستادند .
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1458 ( دربارهء اينكه « به » در ايران نشانهء نيكى بوده است - رجوع كنيد به طبرى رديف 1 ، ص 1049 ) . - و نيز رجوع كنيد به :August Fischer : Die Quitte als Vorzeichen Bei Persern und Arabern und das Traumbuch . . . , in der ZDMG 68 ( 1914 ) , S . 275 - 325 .دربارهء جهات لسانى در اين زمينه رجوع كنيد به همين مرجع شمارهء 67 ( 1913 ) ، صفحات 681 تا 683 .
( 2 ) - طبرى رديف 2 ، ص 1637 به بعد .
( 3 ) - مأمون خليفهء عباسى خواستهء خود را مبنى بر اعدام برادرش امين بدين وسيله تعبير نمود ( سال 813 ميلادى برابر 197 / 198 هجرى ) كه پيراهنى بدون يخه از خراسان فرستاد : رجوع كنيد به :B . Hall . / ag . Ausg . I 236 ed . de Slane I 650( فهرست : 110 ) و نيز رجوع كنيد به :Krymskyj I 26 .( 4 ) - طبرى رديف 2 ، ص 1180 .
( 5 ) - مرجع سابق ، ص 1237 .
( 6 ) - مرجع سابق ، ص 1149 ؛ - و نيز :Fries 89