( 835 ميلادى برابر 220 هجرى در خراسان ) دفع و رفع كنند « 1 » .
همچنين عقيده بر اينكه هرگاه عهد و سوگند با خون ، مهر و امضاء شود تأثير خاصى خواهد داشت ، توانسته بود در آن زمان خود را حفظ كند .
بهطورىكه حتى گمان مىرفت كه انسان حق دارد در تقديس و وجوب رعايت قسم و پيمانى كه بدين صورت واقع نگشته است شك و ترديد « 2 » نمايد . برعكس نيز اگر كسى از قسم خود پشيمان مىشد سعى مىكرد كه عدم انجام آن را با اجراى عملى ديگر جبران كند « 3 » . به طور كلى انجام اعمالى كه ايماء و نشانه براى مقاصد نامرئى محسوب مىشد به عنوان بقاياى عقايد دينى باستانى تا مدّت مديدى در عالم اسلام خود را حفظ نمودند ؛ اگرچه علل اصلى پيدايش آنها فراموش شده بود و يا اساسا دليلى براى آن وجود نداشته است . در مورد « ارتباط بين علايم و وقايع و انتقال ذهن از « ايماء » به « واقعيت » به معنى صحيح شرقى آن » « 4 » بهقدرى زبان ايمائى در عمق اذهان عمومى رسوخ كرده بود كه اعمال و حركات ايمائى و تلويحى نه تنها بيان صريح اراده را به عهده داشت ، بلكه حتّى به صورت معمّا نيز اداء وظيفه مىنمود . به همين معنى نيز فرمانرواى عراق ( سال 722 / 723 ميلادى برابر 104 هجرى ) هنگام نصب والى خراسان ، يعنى مسلم كه پسرخواندهء حجّاج بود ، به مقام حكومت ، به او يك دانه « به »
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص 186 .
( 2 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1509 ( سال 728 / 729 ميلادى برابر 110 هجرى ، در ماوراءالنهر ) . - عقد الفريد ج 3 ، ص 103 از انعقاد قرارداد ، بالاى سر آتش خاموش شده در ميدان جنگ ، خبر مىدهد و آن را از عادات پارسيان مىشمارد ، نيز رجوع كنيد به :Johanes Petersen : Der Eid bei den Semiten , 1914 , S . 194 ff .( 3 ) - تاريخ سلجوقيان كرمان ( فهرست : 175 ) : ص 17 ( حدود سال 1076 ؛ ملكشاه ) .
( 4 ) - رجوع كنيد به :Jacob Burckhardt : Die Zeit Konstantins des Grossen , Wien o . J . ( Phaidon - Verlag ) , S . 80 .